فایل آموزشی شماره ۱۰: خواسته‌های ما چگونه بوجود می‌آید؟

در حال بارگزاری ویدئو ...

دانلود فایل ویدئویی شماره ۱۰: خواسته‌های ما چگونه بوجود می‌آید با کیفیت معمولی

دانلود فایل ویدئویی شماره ۱۰: خواسته‌های ما چگونه بوجود می‌آید با کیفیت HD

دانلود فایل صوتی شماره ۱۰: خواسته‌های ما چگونه بوجود می‌آید با پسوند MP3

اغلب انسان‌ها یا در حال فرار از مشکلات و یا در حال شکایت از مشکلات خود هستند و دلیل بیشتر ناکامی‌های خود را داشتن مشکلات زیاد می‌دانند.

در واقع دلیل ضبط این فایل آموزشی هم همین بود که شما به‌صورت دقیق‌تر بدانید که این جهان به چه صورت پیش می‌رود.

سه عامل مهمی که خواسته‌های انسان را به وجود می‌آورند؟

نیاز باعث به وجود آمدن خواسته در انسان می‌گردد.

برای مثال انسان‌هایی که در گذشته کفش نداشتند و پای آن‌ها زخمی می‌شد و برای رفع این موضوع نیاز به ساختن وسیله‌ای برای محافظت از پاهایشان داشتند که این نیاز خواسته‌ای به نام کفش را به وجود آورد.

به همین صورت به‌وسیله‌ی نقلیه، تلفن همراه و یا لامپ برق نیاز پیدا کردند و در واقع نیاز انسان‌ها خواسته‌هایشان را به وجود می‌آورد و جهان هستی به همه‌ی خواسته‌های انسان پاسخ می‌دهد و از این طریق جهان گسترش می‌یابد و روزبه‌روز غنی‌تر می‌گردد.

 

تنوع هم باعث به وجود آمدن خواسته در انسان می‌گردد.

در نظر بگیرید که اگر تمام ماشین‌های دنیا مرسدس بنز بودند آیا داشتن ماشین جذابیت‌ حال حاضر را داشت؟ مسلماً خیر

نبود تنوع خواسته‌ی جدیدی را به وجود نمی‌آورد و دلیل شکل‌گیری برندهای مختلف عامل تنوع می‌باشد که خواسته‌های زیادی به وجود می‌آیند و از این طریق جهان گسترش می‌یابد و روزبه‌روز غنی‌تر می‌گردد.

 

مهم‌ترین عامل در به وجود آمدن خواسته‌ها تضاد می‌باشد که این تضاد به‌صورت آگاهانه یا ناخودآگاه در ما شکل می‌گیرد.

به‌طورکلی تضاد یعنی مسئله‌ای که باب میل ما نیست و یا ما آن را نمی‌پسندیم و این تضاد یا مسئله به‌صورت آگاهانه یا ناخودآگاه خواسته‌ای در ما به وجود می‌آورد.

برای مثال فرض کنید در یک روز تابستانی در هوای گرم در حال پیاده‌روی در خیابان هستید و این گرما به‌شدت شما را اذیت می‌کند. به‌صورت ناخودآگاه در ذهن شما خواسته‌ای تحت عنوان داشتن یک ماشین کولر دار و خنک شکل می‌گیرد و در واقع شما آن را طلب می‌کنید و این طلب کردن شما ناشی از نداشتن آن وسیله و اذیت شدن در گرما می‌باشد که به این موضوع تضاد می‌گوییم.

تضادها و مشکلات خواسته‌های ما را به وجود می‌آورند که این خواسته‌ها باعث گسترش جهان هستی می‌شوند.

باید یاد بگیرید که به‌صورت آگاهانه تضادهای خود را شناسایی کنید و از دل آن‌ها خواسته‌هایتان را بیرون بکشید و فقط روی خواسته‌هایتان تمرکز کنید و نه روی تضاد و مشکل اصلی زیرا خود مشکل اصلی برای شناسایی خواسته شما می‌باشد به شرطی که از این قانون به‌خوبی استفاده کنید و در این صورت شما بیشتر و بهتر به سمت خواسته اصلی هدایت می‌شوید.

 

این قانون به معنی شناسایی خواسته‌ها از طریق ناخواسته‌ها می‌باشد.

اگر بدانید که چه چیزهایی را نمی‌خواهید، خواهید فهمید که چه چیزهایی را می‌خواهید و برعکس اگر بدانید که چه چیزهایی را می‌خواهید، خواهید فهمید که چه چیزهایی را نمی‌خواهید

 

قرآن کریم: ما زمین را خلق کردیم و آن را گسترش می‌دهیم

سؤال اینجاست که این گسترش زمین به‌وسیله‌ی چه عاملی انجام می‌شود؟ عاملی به نام انسان

طبیعت انسان به‌گونه‌ای است که راحت‌طلب است و اگر مشکلی نداشته باشد هیچ‌گاه به فکر راه‌حل و تکامل نیست و ازآنجایی‌که هدف خداوند گسترش و تکامل بیشتر و بیشتر است انسان با وجود مشکلات یا بهتر است بگویم مسائل و تضادها به فکر راه‌حل و تکامل می‌افتد و در جهت هدف خداوند یعنی گسترش گام برمی‌دارد.

پس اگر شما مکانیزم عملکرد این جهان را به‌درستی درک کرده باشید میدانید که مشکلات و تضادها نه‌تنها بد نیستند بلکه عامل رشد و پیشرفت هم می‌باشند.

آن نیاز مریمی بودست و درد

که چنان طفلی سخن آغاز کرد

هر چه رویید از پی محتاج رست

تا بیابد طالبی چیزی که جست

حق‌تعالی گر سماوات آفرید

از برای دفع حاجات آفرید

هرکجا دردی دوا آنجا رود

هرکجا فقری نوا آنجا رود

هرکجا مشکل جواب آنجا رود

هرکجا کشتیست آب آنجا رود

آب کم جو تشنگی آور بدست

تا بجوشد آب از بالا و پست

تا نزاید طفلک نازک گلو

کی روان گردد ز پستان شیر او

(مولوی)

 

قران کریم: (سوره شرح آیه ۶)

آن مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا

و با هر سختی البته آسانی هست

این آیه بسیار مهمی است زیرا که خیلی‌ها آن را به‌اشتباه معنی کرده‌اند و گفته‌اند: بعد از هر سختی آسانی است.

کلمه‌ی (مع) به معنای (همواره، با) می‌باشد و در اینجا به معنی: با سختی‌ها و مشکلات، آسانی و راه‌حل‌ها همراه است.

آلبرت انیشتین: من نگران مسائل و مشکلات آینده نیستم زیرا راه‌حل مسائل آینده در همان آینده است.

ازاین‌پس هر مشکلی برایتان به وجود آمد لبخند بزنید و بگویید: من از این مشکل فهمیدم که چه خواسته‌ای دارم؟

برای مثال: شما مشتریانتان کم شده‌اند و این موضوع برای شما یک مشکل و تضاد است. همان لحظه لبخند بزنید و بگویید من از این تضاد متوجه شدم که مشتریان زیادی می‌خواهم و سپس به مشتریان زیاد فکر کنید نه به مشکل و تضاد اصلی یعنی مشتریان کم.

عموم انسان‌ها در همین قسمت گیر می‌کنند و بعد از به وجود آمدن تضاد به‌جای آنکه روی خواسته‌ی اصلی تمرکز کنند روی مشکل و تضاد تمرکز می‌کنند و طبق قانون جذب مشکلات و تضادهای بیشتری را برای خود به وجود می‌آورند.

 

توجه داشته باشید که استفاده به ترتیب از این آموزش‌ها بسیار حائز اهمیت است. پیشنهاد می‌کنم برای باورسازی بیشتر و بهتر هر فایل آموزشی را حداقل ۱۰ بار گوش کنید.

برای همه‌ی شما آرزوی بهترین‌ها را دارم

شاد و پیروز باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.