اولین قدم برای عمل به قانون جذب

احتمالاً در تلویزیون، فضای مجازی، کتاب یا در بین افراد مختلف چیزهایی راجع به قانون جذب شنیده باشید و به‌صورت کلی با موضوع آن آشنا باشید. اما بیشتر ما این قانون را چیز غیرواقعی می‌دانیم و برای ما به‌نوعی خنده‌دار است که باور کنیم اتفاقی مهمی در دنیای واقعی با چیزهایی مانند فکر کردن و تمرکز کردن و … ایجاد شود.

ازاین‌رو قبل از این‌که بخواهیم قوانین دنیای جذب موسوم به راز را برای شما واگویی کنیم و به تحلیل هرکدام از آن‌ها بپردازیم باید به این سؤال اساسی پاسخ دهیم که آیا این قانون جنبه عملیاتی دارد یا نه؟

روی بهتر سؤال این است که قانون جذب ازنظر علمی و عملی تا چه اندازه می‌تواند بر اساس ادعاهای مطرح‌شده عمل کند؟ در ادامه این مطلب می‌خواهیم به این موضوع بپردازم و دوست داریم قانون جذب را از زاویه دیگر به شما نشان دهیم. این مرحله و این فهم شاید مهم‌ترین بخش ورود به مراحل مختلف قانون جذب می‌باشد.

مادامی‌که شما این قانون را باور نداشته باشید و به آن ایمان نیاورید تقریباً هیچ فایده‌ای نخواهد داشت. در اینجا قرار نیست که ما به شما ایمان بدهیم، بلکه می‌خواهیم با استدلال قانون جذب را موردبررسی قرار دهیم.

قانون جذب از تعریف تا واقعیت

اما در تعریف قانون جذب این‌گونه گفته‌شده که: شما به هرچه فکر کنید و هر چیزی را که از درون به آن باور داشته باشید برای شما ایجاد می‌شود. این تعریف خودبه‌خود چند مفهوم مهم برای ما دارد.

قانون جذب از اتفاقی در درون ذهن و روح ما خبر می‌دهد که می‌تواند دنیای بیرون از ما را تغییر دهد. ازاین‌رو با نیرویی غیرقابل لمس در طرف هستیم.

همین‌که این نیرو غیرقابل‌دیدن و لمس کردن است خود پذیرش آن را سخت می‌کند. اما وقتی به این فکر می‌کنیم که بسیاری از نیروی‌های اطراف ما مانند نیروی انواع امواج غیرقابل لمس می‌باشد کمی می‌توانید به وجود یا عدم وجود قانون جذب شک کنیم.

از طرفی دیگر ساختار ذهن انسان و محل قرارگیری مغز چیزی شبیه به آنتن‌ها است. مهندسین برق و مخابرات به‌خوبی می‌دانند که سیم حامل جریان در اطراف خود میدان الکتریسیته ایجاد می‌کنند.

هرچه جریان عبوری از سیم بزرگ‌تر یا تعداد سیم‌های هم مسیر بیشتری داشته باشیم این میدان ایجادشده بزرگ‌تر می‌شود. احتمالاً می‌دانید که عصب‌های مغزی انسان از نیروی بسیار کوچک الکتریکی استفاده می‌کنند و درواقع ارسال و دریافت پیام عصبی درون ذهن انسان با نیروی الکتریکی صورت می‌گیرد.

در ذهن انسان‌ها چندین میلیون رشته عصبی وجود دارد که هرکدام در جهت‌های مختلف نیروی الکتریسیته را حرکت می‌دهند. که هرکدام میدان خاصی برای خوددارند. گاها به‌طور اتفاقی برخی از این رشته‌های عصبی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و هم‌جهت می‌شوند. ازاین‌رو میدان تشکیل‌شده توسط آن‌ها قابل‌لمس می‌شود.

از طرفی دیگر موقعیت قرارگیری مغز انسان که درست در بالاترین نقطه بدن انسان می‌باشد ما را به فکر فرو می‌برند که احتمالاً مغز ما با تمام موارد یادشده قادر است اطلاعاتی را به بیرون منتقل کند. وقتی این موقعیت را در کنار توانایی ایجاد میدان‌های الکتریسیته می‌گذاریم متوجه می‌شویم که به‌واقع برخی از اتفاقات به‌ظاهر غیرممکن ازنظر علمی کاملاً شدنی است.

وقتی ذهن شما بتواند تمام عصب‌های فکری خود را متمرکز روی یک نقطه بکند یعنی می‌تواند میدان الکتریسیته قوی بسازد و آن را به دنیای بیرون منتقل کند. بنابراین عملاً و ازنظر علمی قانون جذب چیزی ممکن است و هیچ‌چیز غیرعلمی در آن وجود ندارد.

چالش‌هایی که در مسیر قانون جذب وجود دارد

تا اینجای داستان و روی کاغذ ما می‌توانیم ذهن خود را به‌نوعی تربیت کنیم که سیستم‌های مغزی و عصبی خود را به‌نوعی بچیند که میدان حاصل از آن در جهتی قرار بگیرد که ما می‌خواهیم.

اما ازنظر عملی سختی کار همین‌جاست. ذهن ما هرلحظه از روز اتفاقات مختلفی را دریافت، تحلیل و پردازش می‌کند و نتیجه آن را نشان می‌دهد. البته این بدین معنی نیست که این درگیری ذهنی کار قانون جذب را غیرممکن می‌کند.

یک مثال عملی این است که وقتی دست شما خراشی بردارد تقریباً غالبیت ذهن شمارا درد این خراش دربرمی گیرد اما اگر همین لحظه پای شما دچار شکستگی شود درد خراش دست به‌کلی از یاد می‌رود و تمام نیروی ذهنی شما متمرکز روی درد پایتان می‌شود.

بنابراین ذهن ما قادر است که در لحظاتی خاص و حساس نیروی خود را متمرکز روی یک نقطه یا یک اتفاق خاص بکند. این اتفاق درزمانی که جان انسان درخطر باشد خیلی قابل‌درک است.

در این شرایط انسان می‌تواند کارهایی را انجام دهد که از عهده یک انسان عادی خارج است و این نشان از قدرت تمرکز بالا دارد.

از طرفی دیگر اگر می‌خواهید به قدرت تمرکز ایمان بیاورید، سیستم هوش مصنوعی گوگل را به خاطر بیاورید. این هوش مصنوعی امروزه کارهای فوق‌العاده‌ای انجام می‌دهد و همه ما را به‌نوعی شگفت‌زده کرده است.

از یک جست‌وجوی ساده تا هزاران کار دیگر. اما این هوش مصنوعی به‌ظاهر باهوش تنها به‌اندازه یک انسان با IQ هشتاد هوشمندی دارد. این در حالی است که کارهای هوش مصنوعی گوگل از توانایی ظاهری افراد عادی جامعه با IQ 120 به بالا خارج است یا بسیار برای آن‌ها سخت است.

این اتفاق به‌ظاهر متناقض با چیزی تحت عنوان تمرکز حل می‌شود. گرچه هوش مصنوعی گوگل پایین است اما چون تمرکز خوبی دارد توانسته بسیاری از کارهای به‌ظاهر سخت را راحت انجام دهد. بنابراین عملاً وقتی تمرکز روی یک اتفاقی باشد کارهای غیرممکن، ممکن می‌شوند.

اولین قدم برای عمل به قانون جذب

ما در این مقاله سعی داشتیم که قانون جذب و راز این قانون را موردبررسی قرار دهیم و از چند زاویه مختلف فارغ از مثال‌ها نمونه‌های موفق و… که اصولاً در همه‌جا از آن‌ها گفته‌شده، به آن نگاه کنیم.

ما سعی نداریم شمارا به چیزی که باور ندارید و به آن نمی‌توانید اطمینان کنید دعوت کنیم. ازاین‌رو در این مقاله صرفاً به بررسی این قانون ازنظر علمی و عملی پرداختیم. اما این تمام‌مسیر نیست. اگر احساس می‌کنید می‌توانید به این قانون اعتماد کنید و یا دوست دارید ادامه مسیر آن را بهتر بدانید، با ما در  ” قانون جذب و شناخت خود ” همراه باشید. قرار است مباحث جذابی را شروع کنیم.

خود انسان مهم‌ترین دوست و دشمن اوست. ازاین‌رو باید خودمان را بشناسیم و بدانیم در چه زمان‌هایی خودمان دشمن هستیم و چه زمانی دوست.

درنهایت می‌توان گفت، ذهن شما به‌عنوان یک انسان این قابلیت را دارد که از میدان الکتریسیته و قانون جذب استفاده کند.

اما این خود شما هستید که می‌توانید این نیرو را روشن کنید یا بگذارید که ذهنتان مانند بسیاری دیگر از مردم عادی خودش کار خودش را بکند و شما برای تغییر دنیای اطراف خودتان تلاش کنید.

۰

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.