یادگیری در قانون جذب ۲

چگونه یادگیری خود را هدفمند کنیم؟

آیا ممکن است به ذهن ناخودآگاه خود آموزش دهیم و از آن در مسیر قانون جذب  استفاده کنیم؟

روش‌های یادگیری مؤثر چیست؟

این‌های بخشی از سؤالاتی بود که در ” یادگیری در قانون جذب، مهم‌تر از چیزی که فکرش را می‌کنید ” آن‌ها را مطرح کرده بودیم اما موفق به بررسی آن‌ها نشدیم. در این مقاله به تک‌تک این سؤالات پاسخ داده خواهد شد.

در سری مقالات گذشته ما با این موضوع آشنا شدیم که ساختار مغزی انسان  و جایگاه قرارگیری او به‌نوعی است که می‌تواند نقش آنتن را بازی کند  و اگر ما بتوانیم عصب‌های مغزی را به‌نوعی همسو و هم مسیر کنیم می‌توانیم میدانی بزرگ برای انتقال اطلاعات یا همان قانون جذب استفاده کنیم.

برای این کار لازم بود با توانایی‌های مغزی خودمان آشنا شویم. ازاین‌رو با دو سیستم ذهنی آشنا شدیم و دانستیم که سیستم شماره ۱ که همان ناخودآگاه انسان‌ها محسوب می‌شود بسیار پرسرعت، دقیق و قوی است و سیستم ۲ که ذهن منطقی ما را تشکیل می‌دهد کاملاً کند و تنبل است.

ازاین‌رو برای نفوذپذیری در ذهن و رسیدن به آن میدان بزرگ و قانون جذب باید روی سیستم ۱ سرمایه‌گذاری کنیم. اما مشکل اساسی این است که راه دسترسی ما به ذهن ناخودآگاه چندان ساده نیست و به‌صورت مستقیم نمی‌توانیم به آن نفوذ داشته باشیم.

ازاین‌رو باید از طریق دیگری که دانستیم این راه، یادگیری است دروازه‌ای به درون آن پیدا کنیم. در کلام بهتر یادگیری پل میان دو سیستم ذهنی انسان محسوب می‌شود.

حال در این مقاله می‌خواهیم این راه ارتباطی را دقیق‌تر موردبررسی قرار دهیم تا به‌واسطه آن بتوانیم قانون جذب را دقیق‌تر و بهتر فرابگیریم و به‌نوعی در این راه موفق باشیم.

یادگیری یعنی تمرین و تمرین یعنی یادگیری

مهم‌ترین عاملی که باعث می‌شود یک مفهوم جنبه یادگیری مؤثر به خود بگیرد تمرین کردن است. وقتی یک مفهوم یا یک توانایی قرار است وارد ذهن ما شود و ما آن را یاد بگیریم.

اول وارد سیستم شماره ۲ ما می‌شود. همان‌طور که گفتیم این سیستم کند، تنبل و نیاز به تمرکز بالا دارد. ازاین‌رو در ابتدای کار با سختی بسیاری روبه‌رو هستیم بنابراین کاملاً طبیعی است که مرحله آموزش یک مهارت یا مفهوم بسیار کند و با نیاز به تمرکز بالا صورت بگیرد.

از طرفی دیگر چون تا مدتی اطلاعات تنها در سیستم دو قرار می‌گیرند و این سیستم حافظه کم جایی دارد و بسیار زود تخلیه می‌شود. ازاین‌رو مسلماً این آموزش در ابتدا بسیار فرّار خواهد بود و اگر این اطلاعات مدام مورداستفاده قرار نگیرد مسلماً از یاد خواهد رفت.

احتمالاً این موضوع را در آموزش زبان به‌خوبی درک کرده‌اید. ما وقتی از کلمات زبان نوین استفاده نکنیم، مسلماً هرچقدر هم آن‌ها را روی‌هم تلنبار کنیم قدمی در جهت یادگیری برنداشتیم.

بنابراین مهم‌ترین عاملی که باعث می‌شود یک آموزش در سیستم ۲ پایدار شود این است که از آن آموزش استفاده کنیم. هر چه این دوره استفاده بیشتر شود نیاز به تمرکز کمتر می‌شود و این بدین معنی است که بخشی از آموزش به یادگیری تبدیل‌شده است و به سیستم ۱ مغزی واردشده است.

زمانی که هیچ تمرکزی برای انجام کار نیاز نباشد شما موفق شدید که آن مهارت را وارد ذهن ناخودآگاه خود کنید. الآن که زبان فارسی صحبت می‌کنید هیچ تمرکز و فکری نمی‌کنید.

اما نکته مهم این داستان این است که این فرایند نیاز به زمان نسبتاً بالایی دارد و این فرایند کاملاً خرده‌خرده صورت می‌گیرد و عملاً دیده نمی‌شود. بنابراین فرایند عملاً دو عیب بسیار بزرگ دارد: ۱- بسیار زمان‌گیر است ۲- فرایندی است تدریجی و غیرقابل لمس.

این دو عامل بسیار بزرگ مهم‌ترین علت‌هایی است که مانع از سرانجام رسیدن بسیاری از تمرین‌ها و ممارست‌های ما محسوب می‌شود.

انسان موجودی است که دوست دارد پیشرفت را ببیند و زمانی که این پیشرفت ملموس و ملموس‌تر می‌شود ادامه حرکت برای او راحت‌تر است از طرف دیگر ذاتاً انسان چندان با صبر میانه خوشی ندارد.

داستان اینترنت و علاقه ملت به‌سرعت کاسه صبر ما را کوچک‌تر کرده است. بنابراین کاملاً عادی است که زود از تمرین خود خسته شویم و آن را ادامه ندهیم.

حل کردن مشکلات برای رسیدن به قانون جذب

ما می‌خواهیم از طریق یادگیری قانون جذب را پیاده کنیم. برای این‌که این یادگیری صورت بگیرد باید تمرین درست روی آموزش‌ها یا هر مفاهیم دیگر صورت بگیرد.

در این مقطع فعلاً مهم نیست که موضوع این آموزش چه باشد. مهم این است که بتوانیم این مفهوم را به یادگیری برسانیم. در این مسیر دانستیم که دو عامل زمان و تدریجی بودن پیشرفت مانع‌های اصلی بر سر راه ما محسوب می‌شود. پس بیایید این مشکلات را حل کنیم.

در مورد تدریجی بودن تمرین و پیشرفت دو نوع راه می‌توانیم داشته باشیم. راه اول و عادی که بسیاری از ما آن را پیش می‌گیریم این است که سعی می‌کنیم این مسئله را با خود حل کنیم و به‌نوعی سعی می‌کنیم ذهنمان را با نگاه به کلیت ماجرا و جلب‌توجه آن به آینده این معضل را حل کنیم.

این راه‌حل درصد موفقیت چندان بالایی ندارد. چراکه شما برای این کار باید تمرکز خودتان را روی این موضوع بگذارید درحالی‌که هم‌اکنون تمرکز شما درگیر کار دیگری است و این برای سیستم ۲ غیرممکن یا سخت است. ازاین‌رو عملاً در بسیاری از مواقع در این راه شکست می‌خوریم.

اما راه‌حل دوم این است که ما هر آنچه ذهن ما می‌خواهد را به او بدهیم. اگر دوست دارد پیشرفت را ببینید به او این پیشرفت را نشان دهید.

یعنی برای ذهن بزرگ یا کوچک بودن پیشرفت اهمیت ندارد بلکه مهم این است که این پیشرفت را ببیند. شما می‌توانید بر اساس نوع مفهومی که آموزش می‌بینید یا مهارتی که یاد می‌گیرید این پیشرفت را به ذهن القا کنید.

به‌طور مثال اگر زبان انگلیسی می‌خوانید، حتماً هرازگاهی فیلم زبان‌اصلی با زیرنویس نگاه کنید. در این حالت برخی کلمات یا جملات برای شما آشنا می‌آید.

این آشنایی برای ذهن دقیقاً عینیت بخشیدن به همان پیشرفت‌های تدریجی است. برای هر نوع مهارتی می‌توان همچنین راهکارهایی پیدا کرد. به‌شرط این‌که خودتان بخواهید و این یادگیری را دوست داشته باشید.

به‌طورکلی استفاده کردن از مهارت خودبه‌خود این تدریجی بودن را به‌خوبی به نمایش می‌گذارد اما باید قبول کرد سخت‌ترین مرحله یادگیری شروع آن است!

در نقطه شروع شما هیچ‌چیز ندارید که بخواهید با آن فیلمی نگاه کنید یا کاری انجام دهید. بنابراین اگر یادگیری را شروع کرده‌اید به خودتان افتخار کنید. شما سخت‌ترین کار ممکن را به‌درستی انجام داده‌اید.

زمان مسئله‌ای که بحث بسیار دارد

اما مسئله دوم که مربوط به زمان‌گیر بودن یادگیری است باید صحبت بیشتری کرد. چراکه ما عملاً در این مسئله یک پارادوکس اساسی داریم که اگر آن را حل نکنیم در مسیر قانون جذب به مشکل بزرگی می‌خوریم.

این پارادوکس این است که ما در کل روز بیش‌تر از ۲۴ ساعت زمان نداریم که در بهترین حالت آن ۸ ساعت بیشتر در اختیار واقعی ما قرار ندارد. در این ۸ ساعت نیز هزاران کار ممکن و غیرممکن را انجام می‌دهیم.

حال در این محدودیت عجیب زمانی چگونه می‌توانیم تدریجی بودن را حل کنیم و آن‌ها را در کنار یکدیگر قرار دهیم. این مسئله‌ای است که قرار است در متن ” نامحدود در محدوده ۲۴ ساعته نیاز قانون جذب ”  به بررسی آن خواهیم پرداخت.

به‌طورکلی می‌توان گفت که مسئله یادگیری چیزی است که متأسفانه به‌درستی آن را نمی‌دانیم. باید قبول کرد که خود یادگیری یک آموزش محسوب می‌شود که باید در کودکی و در روزهای اول مدرسه به ما آموزش داده می‌شد.

اما به‌هرحال امروز نوبت این است که این مسئله را برای همیشه با خود حل کنیم و درراه موفقیت قرار بگیریم. حتی اگر به قانون جذب هم اعتقادی نداشته باشید یادگرفتن چگونه مؤثر کردن یادگیری می‌تواند زندگی شمارا تغییر دهد و شمارا در مسیر موفقیت قرار دهد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.