قدرت تکرار در قانون جذب

احتمالاً از بزرگان و معلمان خود اندر مزیت‌های تکرار و تمرین و مداومت در انجام کاری بسیار شنیده‌اید.

اما به چند علت ذهن انسان چندان با تمرین و مداومت در کاری خوب برخورد نمی‌کند و آن را دوست ندارد.

اول این‌که همان‌طور که در مقاله ” یادگیری در قانون جذب ۲ ” سخن گفتیم ذهن انسان با تدریجی بودن مشکل دارد و نمی‌تواند پیشرفت‌های تدریجی را درک کند در آن مقاله راه‌حل‌هایی نیز برای این موضوع ارائه دادیم.

مشکل بعدی این است که ذهن منطقی انسان زود خسته می‌شود و زود سعی می‌کند خود را خالی کند. اما به‌هرحال برای موفقیت در قانون جذب و قرار گرفتن در مسیر آن باید یاد بگیریم که چگونه تمرین کنیم و یاد بگیریم چگونه در کاری ممارست داشته باشیم.

درواقع همه شنیده‌ایم که داشتن پشتکار چه معجزه‌ای می‌کند اما تقریباً بسیاری از ما چگونه تمرین کردن را بلد نیستیم.

با ما همراه باشید که امروز می‌خواهیم این مفهوم را یاد بگیرم. مفهومی که نه‌تنها در قانون جذب که در بخش بخش زندگی تأثیر خود را به‌وضوح می‌گذارد.

قانون جذب

به‌جز دو مشکل گفته‌شده در بالا، یعنی تدریجی بودن و خسته شدن ذهن انسان از تمرین، مهم‌ترین مسئله‌ای که پیش روی ما قرار دارد این است که تمرین یعنی انجام دادن یک کار تکراری و تکرار چیزی است که ذهن منطقی ما دوست ندارد.

درحالی‌که تکرار تنها راه ورود یک مفهوم یا یک منطق یا یک عنوان یادگیری به ذهن ناخودآگاه انسان است. شما تصور کنید اگر راه رفتن را در کودکی تمرین نمی‌کردید و به‌صورت تاتی تاتی راه نمی‌رفتید، امروز احتمالاً یا کلاً راه نمی‌رفتید یا باید به تفکر و منطق خود راه می‌رفتید که این یعنی راه رفتن شما مانند انسان‌های عادی نخواهد بود و عین ربات بریده‌بریده قدم برمی‌داشتید.

درحالی‌که حین راه رفتن دیگر نمی‌توانستید به چیز دیگری فکر کنید و یا مواظب خطرات احتمالی در مسیر خود باشید. بنابراین تمام عادت‌هایی که داریم چه به‌صورت ارادی و چه غیرارادی بر اساس تمرین وارد ذهن ناخودآگاه انسان شده است.

بعد از چندین بار تکرار یک شعر شما آن را حفظ می‌کنید و وارد ذهن غیرمنطقی خود می‌کنید. وقتی آن را می‌خوانید لحظه‌ای سعی کنید به معنی آن فکر کنید، مسلماً برای خوانش شعر دچار مشکل خواهید شد. زیرا شعر از ذهن بی‌منطق سعی کرده به سمت ذهن منطقی حرکت کند درحالی‌که ذهن منطقی در حال تفکر در باب چیز دیگری است.

این تفاوت ذهن‌ها و نقش تکرار در وارد شدن یک مطلب و مفهوم به ذهن ناخودآگاه یکی از اصلی‌ترین کلیدهای انسان در موفقیت و قانون جذب محسوب می‌شود.

تکرار و تکرار و تکرار

یکی از علت‌هایی که ما نمی‌توانیم یا کمتر می‌توانیم به‌صورت ارادی سراغ تکرار یک مفهوم یا یک عنوان یادگیری برویم این است که معضلات گفته‌شده در بالا را یا نمی‌دانیم یا آن‌ها را قبول نمی‌کنیم. برای حل یک مشکل باید ابتدا آن مشکل و عوامل ایجادکننده آن را قبول کنیم.

در مسئله تکرار ما با سه علت اساسی روبه‌رو هستیم: تدریجی بودن، عدم توانایی ذهن منطقی و ذات تکراری بودن این مسئله است.

در مقالات پیشین ازجمله ” نامحدود در محدوده ۲۴ ساعته نیاز قانون جذب ” در مورد تدریجی بودن یک عمل صحبت کردیم و سعی کردیم راه‌حل‌های منطقی درباره آن ارائه دهیم.

گرچه قبول داریم این راه‌حل‌ها به علت وجود برخی مفاهیم مانند همین مفهوم تکرار چندان کامل نبود. در نظر داشته باشید که باید این مجموعه مقالات را در کنار یکدیگر مطالعه کنید تا بتوانید نتیجه مطلوب را از آن بگیرید.

اما وقتی به دو مشکل دیگر نگاه می‌کنیم، تقریباً راه‌حلی به ذهن ما نمی‌رسد. زیرا ما با در اینجا با مشکلاتی زیستی روبه‌رو هستیم. یعنی ذات ذهن و منطق ما این است که تمرین را دوست ندارد و برای درک آن چندان مهیا نشده است.

پس باید چه‌کار کرد؟ آیا تمرین را نمی‌توان انجام داد و باید از خیر آن گذشت؟ وقتی به گذشته خود نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که تمرین کردن جزئی از زندگی ما بوده. البته باید قبول کرد که جز چندان خوشایندی نیست و معمولاً تحت‌فشارهای روانی یا جسمانی خاصی این عمل صورت گرفته است.

اما نکته مهم همین است که تکرار می‌تواند در زندگی ما حضورداشته باشد و مشکلات زیستی مغز و ذهن منطقی ما چندان نمی‌تواند جلوی این مسئله را بگیرد.

بااین‌حال فشار بیرونی همیشه در مورد مسئله‌ای به ذهن و زندگی ما وارد نیست. یعنی اگر من می‌خواهم زبان فرانسه را یاد بگیرم هیچ اجباری از سمت جامعه یا محیط اطراف بر من وارد نمی‌شود و تنها یک عامل درونی است که این حرکت را انجام می‌دهد.

در این صورت‌مسئله تمرین دیگر وابسته به فشار بیرونی نیست و چون عمدتاً فشار بیرونی ما را وادار به تمرین کردن، کرده است باعث می‌شود که من‌بعد از چند جلسه آموزش فرانسه کم‌کم از آن جدا بشوم و دیگر همان آموخته‌های خود را از دست بدهم.

بنابراین وقتی فشار بیرونی وجود نداشته باشد تکراری هم نیست و این یعنی پایان قانون جذب.

قانون جذب و ایجاد یک فشار

بنابراین تا اینجای داستان متوجه شدیم که تکرار علی‌رغم این‌که برخلاف ذات ذهنی ماست، عملی است شدنی. منتها این “شدن” زمانی اتفاق می‌افتد که از سمت محیط بیرونی فشاری بر انسان وجود داشته باشد.

ذات آموزش و تربیت انسان نیز بر اساس ایجاد همین فشار تدوین‌شده است. حال در کشورهای مختلف بر اساس فرهنگ آن منطقه فشار به نحوهای مختلف بر انسان ایجاد می‌شود.

پس عملاً انسان دانست که باید فشاری ایجاد کند تا تربیت و آموزش تبدیل به یادگیری شود. پس راه‌حلی که دنبالش بودیم چندین و چند قرن پیش پیداشده است.

کافی است ما این راه‌حل را برای خودمان پیاده کنیم. یعنی برای خود فشار بیرونی را ایجاد یا شبیه‌سازی کنیم. این راه‌حل کلی و پایانی در رسیدن به تکرار و تکرار و تکرار و در نهایت در مسیر قانون جذب قرار گرفتن است.

اما بیایید برای این‌که این راه‌حل را بهتر متوجه شویم یک پیشنهاد عملی بدهیم. اما یادتان باشد هر چیزی که بتواند این فشار را بر روی شما در مسیر افکار و اهدافتان ایجاد کند می‌تواند برای رسیدن به قانون جذب مفید و مؤثر باشد.

یکی از راه‌های عملی و بسیار پرکاربرد که حتماً پیشنهاد می‌کنیم آن را انجام دهید این است که برای اصلی‌ترین برنامه خودتان زمان خاصی را مشخص کنید.

به‌طور مثال شما به‌طور روتین تقریباً مطمئن هستید که اگر اتفاق خاصی نیفتد از ساعت ۷ تا ۱۰ شب بیکار هستید و می‌توانید این زمان را به شکل هدفمند تقسیم کنید.

در نظر داشته باشید همان‌طور که در مقاله ” نامحدود در محدوده ۲۴ ساعته نیاز قانون جذب ” گفتیم شما زمان نامحدود دارید بنابراین همین ۳ ساعت زمان، خود به‌اندازه پیدا کردن یک گنج اهمیت دارد.

ازاین‌رو  این تمام یا بخشی از این زمان آزاد را به برنامه خود اختصاص بدهید و باید باید هرروز آن را انجام دهید. این باید، یعنی این‌که تحت هیچ شرایطی نباید این برنامه ترک شود و هرروز باید رأس ساعت ۷ تا ۱۰ تمرین و تکرار شما صورت بگیرد.

یک پیشنهاد در قانون جذب

توجه داشته باشید که ذهن منطقی کم‌ظرفیت است و دوست ندارد چند کار را هم‌زمان انجام دهد. ازاین‌رو تا می‌توانید برنامه‌های خود را ازنظر تعدادی محدود کنید.

یعنی حتی اگر زمان خوبی هم در اختیاردارید سعی کنید تعداد برنامه‌هایتان بیشتر از ۲ نشود. یعنی آموزش زبان در کنار برنامه‌نویسی درحالی‌که دوست دارید وارن بافت شوید چندان تأثیری در موفقیت و رسیدن به قانون جذب ندارد.

این توانایی نه گفتن به خود و برنامه‌ها، خود یک توانایی و مهارت محسوب می‌شود که در مقاله ” قدرت نه گفتن در قانون جذب” به آن خواهیم پرداخت.

همان‌طور که مشخص است قانون جذب چیزی ورای زندگی نیست. همین‌که شما یاد بگیرید چگونه تمرین کنید و در کار خود ممارست به خرج بدهید یعنی خود قانون جذب  و موفق شدن در زندگی.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.