مراحل ۳ گانه قانون جذب چیست؟ (قسمت دوم)

در مقاله قبل با مرحله درخواست کردن (آگاهانه و ناآگاهانه) در قانون جذب آشنا شدیم و در این مقاله قصد داریم تا قسمت دوم مراحل سه گانه قانون جذب را با هم بررسی کنیم تا با این قانون بیشتر آشنا شویم. با ما همراه باشید. 

اگر شما گام‌به‌گام و به ترتیب این مطالب را از مقاله شماره ۱ خوانده باشید و به دستورالعمل‌ها عمل کرده باشید، هم‌اکنون به‌درستی به مرحله دوم یعنی پاسخ دادن می‌رسید.

در این مرحله اتفاقی که می‌افتد این است که جهان هستی شمارا همراهی می‌کند یعنی شما را در ارتعاش خواسته‌هایتان قرار می‌دهد و شما در دنیای بیرونی خواسته‌هایتان را مدام می‌بینید یا آن‌ها را تجربه می‌کنید.

این در صورتی هست که هنوز آن‌ها را به دست نیاورده‌اید زیرا به دست آوردن در مرحله سوم یعنی دریافت کردن اتفاق می‌افتد.

نکته‌ی مهم این است که اگر شما بتوانید مدت‌زمانی را در مرحله همراهی یا پاسخ دادن بمانید جهان هستی خیلی سریع شمارا به مرحله سوم یعنی دریافت کردن هدایت می‌کند.

از این بخش به بعد من تمریناتی را برای شما در قسمت‌های مختلف و در مقالات بعدی آورده‌ام که تمامی این تمرینات به شما آموزش می‌دهند که شما در مرحله دوم یعنی پاسخ دادن ثابت‌قدم شوید و به فرکانسی متعادلی برسید که به‌صورت ناخودآگاه وارد مرحله سوم دریافت کردن شوید.

در ابتدا باید بتوانید فرق مسیر خواسته‌ها و ناخواسته‌هایتان را به‌درستی تشخیص دهید که برای تشخیص آن باید باقدرت احساسات به‌خوبی آشنا شوید.

قدرت احساسات در قانون جذب

کائنات به آنچه در زندگی‌مان اتفاق افتاده است پاسخ نمی‌دهد بلکه به فرکانسی که در لحظه از خود ساطع می‌کنیم، پاسخ می‌دهد.

در مقاله شماره ۱ درباره قانون جذب و چگونگی مکانیزم عملکرد آن و در مقاله شماره ۲ درباره مرحله اول از مراحل ۳ گانه جذب یعنی درخواست کردن توضیح دادم و گفتم که قانون جذب به افکار ما پاسخ نمی‌دهد، بلکه به باورها و احساسات ما پاسخ می‌دهد.

گفتم که در ابتدا شما توجه می‌کنید و با توجه کردنتان افکاری را در ذهنتان به وجود می‌آورید و تکرار این افکار در مغز شما کانال‌های نورونی ایجاد می‌کنند که این کانال‌های نورونی وظیفه‌ی انتقال داده‌ها، انرژی و اطلاعات را به عهده‌دارند.

تکرار مداوم افکار و ایجاد کانال‌های نورونی، باورهای ما را به وجود می‌آورند و همان‌طور که گفتم جهان هستی باورهای ما را به ما ثابت می‌کند.

حال می‌خواهم به شما بگویم هر فکر یا هر باوری در ما احساساتی را به وجود می‌آورد که این احساسات یا مثبت هستند یا منفی.

احساسات ما تنها سیستم راهنمای صد درصد درست ما می‌باشند.

زمانی که فکر یا باوری در ذهن ما به وجود می‌آید احساس ما می‌تواند به ما بگوید که آن باور ما را به سمت خواسته‌هایمان هدایت می‌کند یا به سمت ناخواسته‌هایمان.

خیلی ساده است اگر شما به آن موضوع فکر کردید و احساس مثبتی داشتید یعنی اینکه آن فکر، باور یا توجه کردن به آن موضوع به نفع شماست و شمارا به سمت خواسته‌هایتان هدایت می‌کند و برعکس اگر بافکر کردن و توجه کردن به یک موضوع احساس منفی داشتید یعنی اینکه آن فکر یا باور، یا توجه کردن به آن موضوع به نفع شما نیست و درواقع تضعیف‌کننده است و شمارا به سمت ناخواسته‌هایتان هدایت می‌کند.

احساسات ما سیستم قدرتمندی است که به ما می‌گوید در هرلحظه در حال ارسال چه فرکانسی به کائنات هستیم. ما از طریق احساسات می‌توانیم به مسیر درست هدایت شویم.

در کل دو نوع احساس وجود دارد:

احساس خوب و احساس بد. احساس خوب برابر است با ارتباط با منبع انرژی و خوشبختی و احساس بد یعنی مقاومت در برابر برقراری ارتباط با منبع انرژی

احساساتمان به ما می‌گویند که چه مقدار انرژی منبع را در درون خود جمع کرده‌ایم و اینکه افکار غالبمان (باورهایمان) تا چه اندازه با خواسته‌هایمان هماهنگ است.

وقتی چیزی را می‌خواهیم و احساس خشم، ترس، ناامیدی یا احساس گناه داریم یعنی با خواسته‌هایمان هماهنگ نیستیم و اگر افکارمان با انرژی منبع هماهنگ باشند احساس خوبمان آن را مشخص می‌کند و در صورت ناهماهنگی با انرژی منبع احساسات بدخواهیم داشت.

انواع احساس در قانون جذب

یک احساس بدحرف‌های مهمی برای گفتن دارد و مانند آمپر بنزین ماشین عمل می‌کند.

برای مثال: آیا زمانی که چراغ آمپر بنزین ماشینتان روشن می‌شود از کارخانه‌ای که ماشین را تولید کرده شاکی می‌شوید؟ و این موضوع باعث عصبانیتتان می‌شود که چرا چنین چیزی در ماشینتان گذاشته است؟ یا از آن کارخانه تشکر می‌کنید بابت اینکه به شما هشدار می‌دهد که سوخت شما در حال تمام شدن است؟

دقیقاً مشابه همین موضوع در وجود ما در حال عمل کردن است. احساسات ما نقش آمپر بنزین در ماشین را ایفا می‌کنند و این بدان معناست که اگر ما احساسات منفی را در وجودمان حس کردیم باید با افکار بهتر دوباره ارتباطمان را با منبع انرژی برقرار کنیم و آن ارتباط را بهتر کنیم.

آیا تابه‌حال برایتان پیش‌آمده که یک قطعه موسیقی در یک‌زمان خاص به شما احساس خوبی بدهد و همان قطعه موسیقی در یک‌زمان دیگر به شما احساس بدی بدهد؟

احتمالاً برایتان پیش‌آمده است و دلیلش این است که در حالت اول شما با انرژی منبع هماهنگ بوده‌اید اما در حالت دوم ارتباط شما با انرژی منبع کمتر بوده است به همین دلیل احساسات شما در گوش دادن به یک موسیقی متفاوت بوده است.

جالب است بدانید که خیلی‌ها می‌گویند ما صبح تا شب به خواسته‌هایمان فکر می‌کنیم اما انگار بافکر کردن به خواسته‌هایمان از آن‌ها دورتر می‌شویم!

برای مثال افرادی را می‌شناسم که با استفاده از قانون فراوانی و قانون مصرف خردمندانه پول خود را خرج می‌کنند، درواقع این کار را انجام می‌دهند تا بیشتر به دست آورند اما اتفاقی که می‌افتد این است که نه‌تنها بیشتر به دست نمی‌آورند بلکه پول کمتری هم نصیبشان می‌شود.

به نظر شما دلیلش چیست؟

باید به شما بگویم درواقع هر موضوع دو موضوع است بودن آن و نبودن آن و این بدان معناست که خیلی اوقات شما به پول فکر می‌کنید اما به بودن پول فکر نمی‌کنید بلکه به فقدان آن فکر می‌کنید.

از کجا متوجه شویم که ما به فقدان پول فکر می‌کنیم نه به بودن و فراوانی پول؟

احساسی که در زمان فکر کردن دارید بیانگر این موضوع است. اگر شما زمانی که پول خرج می‌کنید یا به پول فکر می‌کنید احساس ترس، خشم، عصبانیت، استرس و اضطراب دارید یعنی به نبود پول فکر می‌کنید و مادامی‌که این کار را انجام دهید پول و درآمد از شما دورتر خواهد شد.

اما اگر زمانی که پولی خرج می‌کنید یا به پول فکر می‌کنید احساساتی از قبیل امید، آگاهی، آرامش، عشق، لذت و سپاسگزاری در شما به وجود می‌آید شما به بودن پول و به جذب و فراوانی بیشتر هدایت می‌شوید.

درواقع اگر افکارمان به خواسته‌هایمان هماهنگ باشد احساس لذت و رضایت و اشتیاق داریم اما اگر توجهمان را به فقدان خواسته‌هایمان بدهیم احساس بدبینی و افسردگی می‌کنیم.

افکار در قانون جذب

دو روش قطعی برای اینکه بدانیم در چه فرکانسی هستیم (فرکانس و ارتعاش مثبت و منفی) وجود دارد:

  • اتفاقاتی که در زندگی‌مان رخ می‌دهد: به روند زندگی‌تان نگاه کنید و ببینید که آیا شما به‌راحتی به خواسته‌هایتان می‌رسید؟ فراوانی در زندگی‌تان بسیار زیاد است؟ آیا اتفاقات به‌گونه‌ای است که شما یک‌قدم در راستای رسیدن به خواسته‌هایتان برمی‌دارید و جهان هستید ده‌ها قدم برایتان برمی‌دارد؟ اگر شما فردی هستید که به‌راحتی به خواسته‌هایتان می‌رسید و موفقیت را تجربه می‌کنید یعنی در فرکانس و ارتعاش درستی قرار دارید.
  • احساساتی که دارید: ببینید که در طول روز، هفته و ماه معمولاً شما چه نوع احساساتی را بیشتر دارید. به‌عبارت‌دیگر شما احساساتی از قبیل امید، رضایت، اشتیاق، آگاهی، لذت، عشق و سپاسگزاری را در اغلب موارد دارید یا احساساتی از قبیل ناامیدی، نارضایتی، اضطراب، استرس، خشم، ترس، احساس گناه و احساس افسردگی

اگر شما موارد اول را در اغلب زمان‌ها داشتید یعنی اینکه شما در فرکانس و ارتعاش درستی قرارگرفته‌اید و باید خود را هر چه بیشتر در این ارتعاش و فرکانس قرار دهید تا به خواسته‌هایتان راحت‌تر برسید؛ اما اگر موارد دوم را داشتید یعنی اینکه شما در ارتعاش و فرکانس نادرستی قرارگرفته‌اید و اگر در آن ارتعاش بمانید به سمت ناخواسته‌های بیشتری هدایت می‌شوید.

هرکس خودش بهتر می‌داند که چه افکاری او را آرام‌تر می‌کند اما باید بدانید که نمی‌توانید از یک احساس خیلی بد به‌صورت ناگهانی و در یک‌زمان خیلی کوتاه به یک احساس خیلی خوب برسید زیرا همان‌طور که در فایل آموزشی شماره ۷ توضیح دادم جهان هستی طبق قانونی به نام قانون تکامل پیش می‌رود و این یعنی همه‌چیز آرام‌آرام تغییر می‌کند و اتفاق می‌افتد.

به همین سبب اگر شما احساس افسردگی شدید دارید ابتداً باید به یک پله بالاتر یعنی احساس خشم برسید.

فردی که افسردگی شدید دارد عصبانیت و خشم برایش خوب است زیرا باعث تخلیه آن فرد می‌شود؛ اما توجه کنید که نباید در همین احساس خشم برای مدتی طولانی بماند.

سپس آرام‌آرام از احساس خشم به یک پله بهتر شدن یعنی احساس ترس و بعد اضطراب و استرس و آرام‌آرام وارد احساس نارضایتی و ناامیدی و سپس به سمت قسمت مثبت یعنی احساس امید، رضایت، آگاهی، عشق، لذت و سپاسگزاری برود.

نکته مهم این است که اگر شما یاد بگیرید یک پله احساس خود را بهتر کنید جهان هستی به شما کمک می‌کند که خیلی راحت‌تر به پله‌های بعدی بروید؛ اما همان‌طور که گفتم امکان ندارد فردی که در احساس گناه یا احساس افسردگی قرارگرفته است بتوانند در یک‌لحظه خیلی سریع به احساس عشق و سپاسگزاری برسد.

یادتان باشد برای رسیدن به خواسته‌هایتان اگر در مسیر درست حرکت کنید قطعاً به آن‌ها می‌رسید.

تمرین

اگر دچار احساس خشم، درماندگی و ترس شدید حتماً لحظات مکث کنید و به خودتان بگویید با این فرکانس و ارتعاش تجربه ناخوشایندی را در آینده خلق خواهم کرد.

هم‌اکنون باید لحظه‌ای صبر کنم و اندیشه‌ها و افکارم را دوباره جهت‌دهی کنم و اتفاقات آینده را عوض کنم.

امکان ندارد احساسات مثبت داشته باشیم و چیزهای بد را تجربه کنیم یا اینکه امکان ندارد که ما دائماً احساسات بد داشته باشیم و چیزهای خوب را تجربه کنیم.

اگر می‌خواهید هرچه سریع‌تر به سمت خواسته‌هایتان حرکت کنید سعی کنید در زندگی به‌جای عکس‌العمل نشان دادن در برابر شرایط نامناسب دیدگاهتان را عوض کنید و احساساتتان را کنترل کنید.

در فایل آموزشی شماره ۱۲ درباره‌ی قانون تسلیم و تغییر نوع دیدگاه به مسائل توضیح دادم و گفتم که اگر شما دیدگاهتان را به هر موضوعی تغییر دهید می‌توانید از درون نامطلوب‌ترین مسائل هم زیباترین نوع احساس و دیدگاه را به وجود آورید.

برای مثال شما قرار کاری مهمی دارید و باران شروع به باریدن می‌کند. شما کت‌وشلوارتان را به تن می‌کنید و سوار ماشینتان می‌شوید و به‌محض اینکه حرکت می‌کنید ماشین شما پنچر می‌شود.

درواقع این اتفاق نوعی اتفاق نامطلوب است اما اگر شما دیدگاه درستی داشته باشید احساس بدی پیدا نمی‌کنید.

برای مثال به خود بگویید چه اتفاق خوبی حتماً نباید به آن جلسه می‌رسیدم، شاید در آن جلسه قراردادی را امضا می‌کردم که قرار بود به ضرر من تمام شود یا اینکه شاید قرار بود جلوتر تصادف بدی کنم و این اتفاق باعث شد که من تصادف را تجربه نکنم.

هزاران نوع دیدگاه و دلیل بهتر برای بهتر شدن احساس شما در لحظه وجود دارد که دیدگاه درست اتفاقات آینده را برای شما کنترل می‌کند.

هم‌اکنون که این مطالب را می‌خوانید به‌هیچ‌عنوان نگران هزاران افکار و احساساتی که درگذشته داشته‌اید و فرکانس و ارتعاشاتی ارسال کرده‌اید نباشید زیرا نیروی حاکم برجهان هستی نیروی خیر است نه شر.

هرچقدر هم ‌فکر و احساس منفی داشته باشید با تمرین و تکرار مداوم در زمان کوتاهی می‌توانید افکار، باورها و احساسات خود را به سمت خواسته‌ها و احساسات مثبت تغییر دهید.

قانون جهان به‌گونه‌ای است که تغییر به سمت مثبت خیلی سریع‌تر از رفتن به سمت منفی می‌باشد.

برای مثال فردی را تصور کنید که افسردگی شدیدی دارد. برای فردی که دچار چنین حالتی شده است باید سال‌ها در بدترین حالت احساسی قرار بگیرد که بعد از چند سال دچار افسردگی شدید شود.

حالا اگر همان فرد ۳ الی ۶ ماه روی خودش و احساساتش کار کند خیلی راحت افسردگی او از بین می‌رود و حتی می‌تواند به احساس عشق و لذت هم برسد.

این تفاوت مثبت و منفی است زیرا همان‌طور که گفتم نیروی حاکم برجهان هستی نیروی خیر است نه شر

باید توجه داشته باشید که هرچقدر احساسات شما قوی‌تر باشد فرکانس ارسالی شما به جهان هستی و کائنات قوی‌تر است و همان‌طور که در فایل آموزشی شماره ۳۱ هدف‌گذاری حرفه‌ای توضیح دادم برای اینکه فرکانس‌های ارسالی شما قوی شود باید خواسته‌های شما واضح شود و در زندگی اشتیاق سوزان داشته باشید.

پیشنهاد می‌کنم حتماً برای قوی‌تر شدن فرکانس‌های ارسالی به جهان هستی فایل‌های آموزشی شماره ۳۱ تا ۳۵ را به‌دقت نگاه کنید.

همان‌طور که در ابتدا هم گفتم اگر شما به‌درستی از این سیستم هدایتگر استفاده کنید علاوه بر بازخورد درونی بازخورد بیرونی هم دریافت می‌کنید.

برای مثال: زمانی که کارها راحت پیش می‌رود جهان هستی نشان می‌دهد در مسیر درست قرار دارید اما زمانی که کارها خیلی سخت و با دردسر زیاد انجام می‌شود جهان هستی و کائنات نشان می‌دهد ارتباط مناسبی با منبع ندارید و در مسیر درست قرار نگرفته‌اید.

احساسات در قانون جذب

همان‌طور که در مثال قبلی توضیح دادم نوع نگاه ما می‌تواند برچسبی بر اتفاقات بزند. البته که من این‌طور آموخته‌ام که هیچ اتفاق بدی وجود ندارد، هیچ موضوعی تصادفی نیست، تمام اتفاقات لطفی از جانب پروردگار برای ساخته‌شدن ما و هدایت قوی‌تر ما می‌باشد.

هر اتفاق به‌ظاهر منفی می‌تواند سکوی رشد و پرواز هم باشد.

قانون خلق

تا زمانی که احساس منفی داریم فضایی در وجود ما وجود ندارد تا خوبی‌ها وارد شوند. این موضوع دقیقاً مثل دم و باز می‌باشد و اگر شما هوا را بیرون ندهید، نمی‌توانید هوای جدیدی برای تنفس دریافت کنید.

اگر احساسات منفی را رها نکنید و از شرشان خلاص نشوید جایی برای احساسات مثبت در درونتان باز نمی‌شود.

همیشه دلیل احساس منفی در درون است و نه در بیرون و مهم‌ترین دلیل آن قضاوت‌ها و عقاید و پیش‌فرض‌هایی است که ما نسبت به موضوعات داریم.

آنکس که بدم گفت، بدی سیرت اوست

وان کس که مرا گفت نکو، خود نیکوست

حال متکلم از کلامش پیداست

از کوزه همان برون تراود که در اوست

(شیخ بهایی)

هرچه بیشتر جنبه‌های مثبت را جستجو کنید احساس بهتری پیدا می‌کنید و سپس جنبه‌های مثبت بیشتری را پیدا می‌کنید.

با نوشتن، قدرت حقیقی تمرکز و ارتباط با انرژی منبع به وجود می‌آید و یادتان باشد نمی‌توانید درآن‌واحد بر بیش از یک‌چیز متمرکز شوید یعنی نمی‌توانید که در یک‌لحظه هم احساس خوب داشته باشید هم احساس بد.

اگر چیزی احساس خوبی به شما می‌دهد همه توجهتان را به آن بدهید و اگرنه به آن توجه نکنید حتی اگر عین واقعیت باشد زیرا اگر هر واقعیتی را برای مدت طولانی به آن توجه کنید واقعیت زندگی‌تان می‌شود. به هر چیزی توجه کنیم ان را خلق می کنیم.

۱+

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.