قانون جذب، با خودت دوست باش

اگر به شما بگویند نام افرادی که دوست دارید را نام برید چقدر طول می‌کشد که نام خودتان را بگویید؟

می‌دانید دوست داشتن خودتان به چه معنی است؟

دوست داشتن خودتان را بلد هستید؟

دوست داشتن چه معنی دارد و تأثیر آن در قانون جذب چیست؟ بیایید باهم به این سؤال‌ها جواب بدهیم.

ما در مقاله ” پیام در قانون جذب ” اولین درس‌های مرحله دوم قانون جذب را مطرح کردیم. در آن مقاله این موضوع را مطرح کردیم که بعد از این که ابزارهای رسیدن به قانون جذب را یاد گرفتیم نوبت این است که بدانیم اصلاً ما چرا می‌خواهیم قانون جذب را عملی کنیم؟

در واقع ما باید بدانیم که هدف ما چیست تا بتوانیم برای آن تمرکز کنیم. در مقاله پیشین فرمول کلی هدف گذاری را بیان کردیم اما به این نتیجه رسیدیم که بر اساس آموزش‌های غلطی که توسط خانواده‌ها و سیستم آموزشی دیده‌ایم چندان نمی‌توانیم هدف مشخصی برای خود انتخاب کنیم.

زیرا یکی از فاکتورهای اساسی هدف گذاری توجه به علاقه و استعداد فرد است. این موضوع باعث شد که در مرحله دوم قانون جذب بخواهیم استعداد و علاقه خودمان را پیدا کنیم اما این داستان محقق نمی‌شود، مگر این که انسان خودش را به خوبی بشناسد.

آیا شما می‌توانید کسی را به خوبی بشناسید که با او دوستی نکرده‌اید؟

مسلماً شناخت شما از دوستانتان بیشتر از شناخت شما از هرکسی دیگری است.

از این رو لازم است که در این مسیر انسان دست دوستی به خود بدهد و سپس شروع به شناخت خود و پیدا کردن استعداد خود کند. پس دوست داشتن خودتان جزو اولین شروط مرحله دوم قانون جذب است.

در ادامه با این مفهوم بیشتر آشنا خواهیم شد و سعی می‌کنیم تمرین‌هایی را نیز در این راستا برای شما طراحی کنیم تا به واسطه آن بتوانید در مسیر دوست داشتن خودتان قرار بگیرید.

چه کسی را بیشتر از خودت دوست دارید؟

شما ممکن است همسر، فرزند، مادر، پدر، خواهر، برادر یا حتی رفیق خودتان را بیش تر از خودتان دوست داشته باشید. اما این یک توهم است. انسان عملاً نمی‌تواند کسی را بیشتر از خودش دوست داشته باشد.

حتی مادر که به عنوان نماد عشق در میان انسان‌ها شهره است، خودش را بیش از فرزندش دوست دارد اما این دوست داشتن به نوعی است که از کنترل خودش خارج شده است و حتی تصور می‌شود که او در حال فدا کردن جان خود در حال فرزندانش است.

در حالی که مادر در حال جان دادن در حال خودش است!

کسی که ادعا می‌کند دیگری را بیش از خود دوست دارد، در واقع در حال تصمیم گیری برای اوست. این یک اتفاق بسیار منفی در زندگی هرکسی است. به طور مثال مادر، فرزند خود را بسیار دوست دارد. او می‌خواهد فرزندش دکتر شود.

او می‌خواهد فرزندش موفق شود. او می‌خواهد فرزندش زنی که او می‌پسندد را بگیرد. او می‌خواهد … تمام این دوست داشتن‌ها به ” او می‌خواهد ” ختم می‌شود.

این نشان می‌دهد که مادر خودش را دوست دارد و دلش می‌خواهد کسی که به او نزدیک است و از اوست همانطور که موفقیت در ذهنش تعریف شده موفق شود.

در حالی که یادش می‌رود فرزندش یک انسان مستقل است و حق تصمیم گیری دارد و می‌تواند موفقیتی جدا از موفقیت ذهن مادر داشته باشد. همین رابطه بین عاشق و معشوق نیز وجود دارد.

بنابراین عملاً ما انسان‌ها خودمان را بیشتر از هر چیزی دوست داریم و اگر بخاطر کسی شب خوابمان نمی‌برد از این روست که نگرانیم خودمان تنها بمانیم و نمی‌دانیم بدون او چه کار قرار است بکنیم!

بنابراین دوست داشتن خودمان یک عمل طبیعی است و نیازی نیست در این زمینه کاری بکنیم. اما بحث اصلی این است که ما باید این دوست داشتن و این قدرت بسیار بسیار بزرگ را تحت اختیار خودمان داشته باشیم.

کاری که چندان ساده نیست. ما تا امروز ادعا می‌کردیم که دیگران را بیش از خود دوست داریم و اگر بخواهیم این ادعا را بشکنیم به نوعی بر خلاف دوست داشتن خود قدم برداشتیم.

زیرا ما از دوست داشتن دیگران جزیره ای امن برای خود ساخته‌ایم و به هیچ عنوان دلمان نمی‌خواهد باور کنیم که ما خودمان را دوست داریم نه دیگران را! ولی چاره‌ای نیست. برای رسیدن به قانون جذب باید دل به دریا زد و از این جزیره جدا شد.

به هیچ چیز فکر نکن، همه چیز ساده است

یک لحظه همه حرف‌های گفته شده را فراموش کنید. مسیر ساده است. باور کنید! آن حرف‌ها را زدیم تا بدانید و باور کنید که شما خودتان را دوست دارید.

این دوست داشتن نیروی است که بدن به عنوان  یک محافظ از آن استفاده می‌کند. در واقع دوست داشتن خود یک اهرم روانی برای بدن محسوب می‌شود که به واسطه آن غالب تصمیم‌های ما را می‌سازد.

از این رو اگر بتوانیم این قدرت را در دست بگیریم می‌توانیم تصمیم‌های ناشی از آن را نیز مدیریت داشته باشیم. برای به دست آوردن این اختیار و قدرت دوست داشتن تنها کافی است یک کار انجام دهیم و آن اینکه باور کنیم و ایمان بیاوریم که ما خودمان را دوست داریم.

برای این کار باید به درون و ذهن غیر منطقی یا همان ناخودآگاه خودمان نشان دهیم که خودمان را دوست داریم. این چگونه امکان دارد؟ تنها با تمرین کردن. تمرین می‌تواند حواس چندگانه شما را درگیر کند که این حواس راه‌های ارتباطی شما با دنیای بیرون خواهد بود.

بنابراین ما در این جا به تمرینی احتیاج داریم که بتوانیم آن را ببینیم، صدایش را بشنویم و ترجیحاً آن را لمس کنیم. در مورد احساس بویایی یا چشایی کار چندان زیادی نمی‌توان کرد که بتوانیم آن‌ها را در تمرین دخیل کنیم. مثلاً می‌توانیم تمرین خوشمزه را بخوریم!

اما تمرین اصلی که در این مرحله شما باید انجام دهید بسیار ساده است ولی نیاز به ممارست و انجام روزانه دارد. شما هرروز باید حدود ۱۰ تا ۳۰ مورد بنویسید ” (نام خودتان) من تو را دوست دارم “. یعنی اگر نام شما ” مرتضی ” است تمرین شما نوشتن ده تا سی مورد ” مرتضی من تو را دوست دارم ” است.

این تمرین از چند نظر اهمیت بالایی دارد. اولاً این که شما نام خودتان را که نام درون شما نیز محسوب می‌شود صدا می‌زنید. از آن جایی که ذهن با برخورد با اسم خودش حساس است و تمرکز بالایی پیدا می‌کند نسبت به جمله نوشته شده یا در حال نوشتن حساس می‌شود.

بنابراین عملاً راه ورود ذهن با شنیدن نامش باز می‌شود. سپس شما با نوشتن و خواندن هم زمان ” مرتضی من تو را دوست دارم” پیام اصلی را هم به ذهن خود نشان می‌دهید و هم آن را می‌خوانید ( ذهن صدای شما را می‌شنود ).

از آن جایی که خودتان آن را می‌نویسید، ذهن آن را نیز لمس می‌کند. بنابراین این جمله بسیار ساده می‌تواند ذهن را نه تنها وادار به توجه کند، بلکه او را وارد مرحله جدیدتری کند. نکته مهم این است که اولاً این تمرین را همیشه باید انجام دهید، یعنی از امروز هرروز آن را انجام دهید.

این جمله باید به نوعی ذکر هرروز شما باشد. فارغ از این مسئله سعی کنید با تمرکز خوبی به نوشتن این جمله بپردازید.

خلاصه کلام از این بخش قانون جذب

ما در مرحله دوم قانون جذب کاری برعکس مرحله اول می‌خواهیم انجام دهیم. در مرحله اول قانون جذب تمام توان ما بر این بود که بتوانیم کاری کنیم که مفاهیم از ذهن منطقی به ذهن ناخودآگاه منتقل کنیم و اکنون تمام تلاش را می‌کنیم که برخی مفاهیم دیگر مانند دوست داشتن را از ذهن ناخودآگاه به سمت ذهن خودآگاه حرکت دهیم.

در واقع برای ما مهم نیست که این مفاهیم در کدام ذهن حضور دارند، مهم این است که شما روی آن‌ها کنترل داشته باشید و اصل داستان قانون جذب نیز همین است.

این تمرین گفته شده را انجام دهید که قرار است در جلسه بعدی ” آینه و قانون جذب ” را موردبررسی قرار دهیم. تمرین جذابی که می‌تواند کمک بزرگی به قانون جذب کند. با ما همراه بمانید

۰

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.