قانون جذب، عقب گرد ممنوع

گذشته همچون سایه‌ای همیشه به دنبال ماست و ما همیشه از آن فرار می‌کنیم. گذشته اگر خوب باشد خاطره و حسرتش ما را اذیت می‌دهد و گذشته اگر خراب باشد همیشه عذاب و تبعاتش با ما همراه است.

گذشته مفهومی است که هیچ‌گاه انسان را رها نمی‌کند و مادامی که به آن فکر کنید همچنان وجود خواهد داشت.

گذشته سنگی است که به پای هر انسانی وصل شده و هرچه این سنگ بزرگ‌تر و سنگین‌تر باشد راه رسیدن به قانون جذب سخت‌تر و غیر ممکن‌تر می‌شود. پس باید با گذشته چه کار کنیم؟

در مقاله ” قانون جذب، عقب گرد ممنوع ” به طور کلی راجع به زمان و نحوه نگاه به زمان از دست رفته صحبت کردیم و در مقاله ” محدود فکر کردن در قانون جذب ” نیز سعی شد از تفکر درباره آینده صحبت کنیم.

اما در این بین یک مفهوم بسیار مهم وجود دارد و آن مفهوم این است که انسان درگذشته‌ای که زندگی کرده است و این گذشته و نحوه زندگی او همواره همراهش هست.

قانون جذب، عقب گرد ممنوع

چیزی که از گذشته، انسان را بیشتر از هر چیزی اذیت می‌دهد این است که ذاتاً انسان هر روز و هر لحظه بزرگ‌تر، با تجربه تر و به طور کلی پخته تر می‌شود، این پختگی به معنی خامی انسان در گذشته است و این خامی انسان را آزرده می‌کند.

همین الان به رفتار خودتان در ۵ سال گذشته در یک دعوا خانوادگی یا در یک مراسم عروسی نگاه کنید. احتمالاً چندان از خودتان خوشتان نخواهد آمد.

این مسئله تقریباً در مورد همه صادق است. انسان موجودی است کمال گرا که همیشه دوست داشته بهترین باشد. بنابراین از این که می‌بیند در جایی اشتباهی مرتکب شده است از خودش ناامید می‌شود و به نوعی اذیت می‌شود.

حال سؤال اصلی اینجاست که چگونه باید با گذشته کنار آمد؟ گذشته را چگونه باید حل کرد یا آن را کنار گذاشت؟ چگونه این سنگ سنگین را که با فکر کردن به آن سنگین‌تر شده است باز کنیم و کنار بگذاریم؟ آیا می‌توان از شر گذشته خلاص شد؟

این‌ها همه سؤالاتی است که برای رسیدن به قانون جذب و موفقیت باید به آن‌ها پاسخ دهیم. این پاسخ‌ها باید عملی باشد، به نوعی که بتوان آن‌ها را اجرا کرد.

توجه داشته باشید بر اساس مقالات گذشته زمان برای ما فاکتور مهمی محسوب می‌شود. پس اگر قرار است کاری برای عبور از گذشته انجام دهیم باید در حداقل‌ترین زمان ممکن باشد. آیا ممکن است؟

مشکلات شما ریشه در کودکی دارد!!

احتمالاً اگر به روانشناس یا مشاوره‌ای مراجعه کرده باشید و کمی از مشکلات خودتان برایش صحبت کرده باشید، با قاطعیت بالایی می‌گوید که مشکلات شما ریشه در گذشته شما و احتمالاً کودکی شما دارد!!

یعنی باید به این دوستان گاها آفرین گفت که این حد از نبوغ و استعداد را از کجا به ارث برده‌اند. کاملاً مشخص است که شرایط زندگی یک فرد ناشی از دو چیز است: ۱- شرایط محیطی ۲- شخصیت و شرایط درونی

وقتی مشکل از شرایط محیطی نباشد یا شرایط محیطی را بخواهیم نادیده بگیریم یا در هر صورتی، وقتی بخواهیم مشکل را از دید شخصیت و شرایط درونی نگاه کنیم، آیا چیز جز گذشته فرد در اختیار دارید؟

اصولاً انسان چیزی جز گذشته‌اش نیست و نخواهد بود. پس اگر می‌خواهیم مشکلی را نگاه کنیم باید ببینیم او چگونه زندگی کرده و نقاط عطف گذشته او چه بوده است.

اما این نبوغ همین‌جا تمام نمی‌شود، وقتی فرد به گفتن یک مشکل از گذشته خود می‌کند، بلافاصله مشخص می‌شود که این مشکل ریشه در گذشته خود دارد و این‌گونه تمام تمام مشکلات ریشه در کودکی فرد خواهد داشت.

یعنی الآن من شما با شما صحبت کنم می‌توانم شما را قانع کنم به هر ترتیب مشکل شخصیتی شما که امروز در زندگی شما تأثیر گذاشته است ریشه در کودکی شما دارد و این غیر قابل انکار است. اما این را نیز یادمان می‌رود که موفقیت‌ها و خوشی‌های زندگی ما نیز ریشه در همان گذشته و کودکی دارد.

پس عملاً واکاوی گذشته انسان‌ها نتیجه یکسان و مشخص دارد. پس چرا باید چیزی را واکاوی کنیم که می‌دانیم نتیجه آن چیست؟

ما در بالاتر هم گفتیم که در قانون جذب زمان اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و نباید زمانی را از دست داد. پس بیایید این کار بیهوده را انجام ندهیم. یعنی اصلاً نخواهیم که گذشته را حلاجی کنیم، آن را نگاه کنیم، مشکلاتش را بررسی کنیم و به نوعی آن را واکاوی کنیم.

این کار ما را وارد خانه‌ای می‌کند پر از اتاق‌ها تو در تو که دیگر نمی‌توانیم از این خانه خارج شویم. نکته وحشتناک داستان این است که وقتی به این نتیجه رسیدیم که مشکلات ما ریشه در کودکی دارد، دیگر نمی‌دانیم چه کنیم؟

آیا می‌توان برگشت به دوران کودکی و آن مشکل را برطرف کرد؟ این داستان شبیه این است که بدانیم چرا دایناسورها منقرض شده‌اند.

پس با گذشته خود چه کنیم؟

در قانون جذب یک قانون بسیار ساده به نام رهایی وجود دارد. برخی از مشاورین برای این که بتوانند این قانون را توضیح دهد و آن را عملیاتی‌تر جلوه بدهند فرد را مجبور می‌کنند که گذشته خود را مرور کند و از او می‌خواهد که مدام فکر کند و فکر کند و اگر چیز بدی به ذهنش رسید آن را بگوید و رهایش کند. آخر چرا؟

وقتی چیزی در ذهن و دل باشد خود به خود پیدا می‌شود. چرا باید به چیزی که در اعماق دل نفوذ کرده چنگ زد و آن را بیرون کشید. اگر بخواهیم همه این اتفاقات و بدی‌ها را بیرون بکشیم دیگر انسان معنی ندارد. دیگر خاطره معنی ندارد. دیگر گذشته معنی ندارد.

انسان با تمام بدی و خوبی‌ها ساخته شده است و باید آن را قبول کرد. دور انداختن این اتفاقات می‌تواند اثری به مراتب وحشتناک‌تر در روح و قلب انسان بگذارد. پس باید چه کار کرد؟

راه بسیار ساده برای این کار وجود دارد. فرض کنید در جایی زندانی هستید و برای این که فرار نکنید به پای شما زنجیری وصل کرده‌اند که یک سر آن گوی آهنی چند کیلویی قرار دارد.

وقتی شما را بخواهند آزاد کنند و شما بخواهید این گوی چند کیلویی را از پای خود جدا کنید چه کار می‌کنید؟ شروع می‌کنید لایه‌های گوی را باز کردن؟ آن را حلاجی کردن؟ سیاهی و سنگینی آن را سنجیدن؟

شروع به نوشتن معادلات سنگین برای حل این مسئله می‌کنید؟ مسلماً نه. شما خیلی ساده با کلیدی که به دستتان داده می‌شود زنجیر را باز می‌کنید و آن را کنار می‌گذارید و می‌روید.

اگر از شما روزی پرسیده شود آن وزنه چند کیلو بود احتمالاً اصلاً جواب دقیقی هم نتوانید بدهید چون این اطلاعات مهمی نبود که باید بدانید. شما نه در انتخاب وزنه و نه در بستن آن به پای خود مختار نبودید که اکنون بخواهد وزن آن مهم باشد.

خلاصه کلام، راهکار یک‌چیز است. گذشته را هر چه که باشد همان‌گونه رها کنید. کاری نداشته باشید که چه شده، چه نشده.

فقط به این فکر کنید که گذشته شما تا به امروز با شما همراه بوده، آن را بازکنید و دیگر به آن فکر نکنید. به آن فکر نکنید نه این که فراموشش کنید. بلکه به این معنی که بگذارید به‌اندازه یک خاطره برای شما باشد. اما کلید این باز کردن زنجیر چیست؟

راه‌حل نهایی و انتهای سخن در قانون جذب

ما تا اینجا دانستیم که به جای این که بخواهیم مدام گذشته را واکاوی کنیم باید آن را خیلی ساده باز کنیم و کنار بگذاریم. اما همانطور که فهمیدید این باز کردن نیاز به یک کلید دارد.

این کلید تنها یک چیز است. ” باور کنید گذشته غیر قابل تغییر است ” وقتی به این جمله ایمان بیاورید خیالتان راحت می‌شود که دیگر  باری روی دوش شما از دید اصلاح گذشته وجود ندارد.

از این رو عذاب وجودان خود را کنار بگذارید و گذشته را درست مانند یک خاطره نگاه کنید و نه بیشتر. اما این پایان کار قانون جذب نیست. حال که توانستیم هم گذشته و هم آینده را مدیریت کنیم.

نوبت این است که به زمان حال برگردیم و شروع به تحلیل آن کنیم. این مبحث جذاب قرار است از مقاله ” با قانون جذب در زمان حال زندگی کن ” شروع شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.