سه حس، سه تمرین در قانون جذب

حس بویایی خود را چگونه باید کنترل کنیم؟

مگر لامسه چه قدر می‌تواند برای قانون جذب مهم باشد که بخواهیم آن را کنترل کنیم؟

چشیدن چه تأثیری در ذهن می‌گذارد؟ آیا می‌دانید؟

همه این سؤالات را یک به یک پاسخ می‌دهیم و در نهایت می‌خواهیم چند تمرین کاربردی به شما در جهت کنترل این سه حس ارائه دهیم.

در مقاله ” تمرکز یک پله از قانون جذب ” دانستیم که برای این که بتوانیم تمرکز خوبی داشته باشیم باید بتوانیم تمام ۵ حس خودمان را که شامل بینایی – شنوایی – بویایی – چشایی – لامسه است را کنترل کنیم.

در مقاله ” دیدن یا ندیدن در قانون جذب، مسئله این است! ” توانستیم راهکارهایی برای کنترل قدرت بینایی ارائه دهیم. همچنین در مقاله ” شنیدن در قانون جذب مهم و باورنکردنی ” توانستیم صدا و شنیدن را تشریح کنیم و راه‌های مختلفی برای کنترل آن ارائه دادیم.

حال نوبت این است که در این مقاله سه احساس دیگر انسان را مورد بررسی قرار دهیم. این احساس‌ها که شامل بویایی – چشایی و لامسه هست ازآنجایی که کمتر تحت کنترل انسان قرار دارد سعی می‌کنیم در یک مقاله تمام تمرینات لازم آن‌ها را بیان کنیم.

در نظر داشته باشید که قانون جذب بیشتر به بینایی و شنوایی وابسته است اما حتماً سه احساس دیگر که در ادامه گفته می‌شود را مورد نظر داشته باشید تا مشکلی در مسیر قانون جذب برای شما ایجاد نشود. آماده شروع تمرین‌های جدید هستید؟ پس با شروع کنیم.

حس بویایی، عجیب و جذاب برای قانون جذب

یکی از مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شود یک فرد سرما خورده از غذایی که می‌خورد لذت نبرد این است که معمولاً دماغ او کیپ است و بوی خوش غذا را احساس نمی‌کند.

بویایی احساس عجیبی در انسان زنده می‌کند و در یک لحظه می‌تواند همه ذهن را مشغول به خود کند. در واقع بویایی بر عکس سایر احساس‌ها بسیار کمتر اطلاعات جابجا می‌کند همین موضوع باعث شده است که مغز نسبت احساس بویایی حساسیت بیشتری داشته باشد و از این حس برای امنیت بدن استفاده کند.

اگر بخواهیم واقع بین باشیم عملاً راهکاری برای کنترل احساس بویایی وجود ندارد، بااین‌وجود خوراک این حس را خودمان تهیه کنیم. به معنی بهتر کلمه، ما شاید نتوانیم خود حس  بویایی را کنترل کنیم، اما می‌توانیم بوها و اطلاعات وارد به آن را کنترل کنیم.

در واقع احساس‌های شنوایی و بینایی پر از اطلاعاتی بودند که عملاً ما کنترلی رو آن‌ها نداریم ولی روی چیزهایی که بو می‌کنیم می‌توانیم کنترل خوبی داشته باشیم.

خلاصه کلام این که عادت بکنید موقعی که می‌خواهید تمرکز داشته باشید ادکلن یا اسپری خاصی استفاده کنید. این بو که باید برای همیشه یکسان باشد ( از یک بو استفاده کنید ) به ذهن شما کم کم تمرکز را یاد می‌دهد. یعنی ذهن شما آموزش می‌بیند زمانی که این بو شنیده می‌شود باید روی چیزی یا کاری تمرکز داشته باشد.

این موضوع بسیار بسیار می‌تواند در داشتن تمرکز و رسیدن به قانون جذب مؤثر واقع شود. کاری بسیار ساده و راحت و آسان است. البته به جای ادکلن می‌توانید از بوهای مشخص دیگری استفاده کنید فقط به این شرط که بتوانید همیشه موقع کار یا نیاز به تمرکز به این بو دسترسی داشته باشید.

پس ما به جای کنترل حس بویایی چیزی که قرار بود بشنود را کنترل کردیم و این همان نتیجه‌ای را که می‌خواستیم به ما می‌دهد.

حس چشایی و چند واقعیت عجیب

اما در مورد حس چشایی اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد. می‌توان گفت که قابل کنترل ترین احساس انسان مربوط به حس چشایی است. ما می‌توانیم در خوردن به صورت انتخابی از نظر زمانی و تعداد و نوعی عمل کنیم.

از این رو به نظر می‌رسد که نیاز به تمرین خاصی در این زمینه برای قانون جذب وجود ندارد.

ولی واقعیت این است که تنها یک احساس به طور کامل در دست ذهن منطقی انسان است، پس بیایید از آن به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم. این استفاده و تمرین باید به شکلی باشد که به ما یاد بدهد که در موقعیت تمرکز چه چیزی بخوریم و چگونه آن را مصرف کنیم.

واقعیت امر این است که نمی‌توان به طور دقیق گفت که چه چیزی را باید در این زمان مصرف کرد. هر کسی بر اساس شخصیت و ذائقه‌ای که دارد باید آن مواد غذایی را پیدا کند. اما به طور کلی می‌توانیم بگوییم مواد غذایی تلخ یا متمایل به تلخ بهترین گزینه برای ایجاد تمرکز هست.

این مواد اصولاً کافئین دار هستند و کافئین باعث هوشیاری ذهن می‌شود اما چیزی که مهم‌تر از کافئین است، تلخی آن است.

در واقع یک مزه تلخ می‌تواند ذهن را به خودی خود بیدار و آن را وارد مرحله هوشیار کند. از این روست که بسیاری موقع کار کردن به چای یا قهوه علاقه‌مند هستند و معمولاً آن را تلخ می‌نوشند.

زیرا این مواد می‌تواند ذهن آن‌ها را هوشیار و متمرکز نگه دارد. از طرفی مواد غذایی شیرین یا خوشمزه و دوست داشتنی حواس انسان را به خود جذب می‌کنند. این مواد باعث می‌شود انسان غرق لذت و خلسه شود.

از این رو حتماً سعی کنید از مواد غذایی تلخ یا کمی تلخ و ترجیحاً نوشیدنی استفاده کنید. زیرا نوشیدنی خوردن ساده‌تری دارد و ذهن انسان را به خود معطوف نمی‌کند.

حس لامسه، تقریباً هیچی

اما حس لامسه از عجیب‌ترین و البته مخفی‌ترین احساس‌های ما محسوب می‌شود. این حس تا زمانی که دچار اختلال نشود و یا به طور کامل از دست نرود دیده نمی‌شود و کسی قدر آن را نمی‌داند.

برای خود بنده مشکلی ایجاد شده بود که طی آن حس لامسه بدنم برای مدتی از کار افتاده بود. به واقع سخت‌ترین روزهای زندگی خودم را سپری می‌کردم. راه که می‌رفتم هیچ‌چیزی احساس نمی‌کردم، گویی در فضای خلأ هستم.

می‌خوابیدم نمی‌دانستم روی تخت هستم یا زمین یا روی هوا، به واقع من را وارد یک مرحله‌ای از ندانستن‌ها کرده بود. حس لامسه مانند احساس کنترلی انسان است. این حس وظیفه دارد چارچوب مکانی را برای ما تشریح کند.

اگر وارد یک اتاق تاریک شوید اولین کاری که می‌کنید چیست؟ دست خود را دراز می‌کنید و سعی می‌کنید با لمس دست مسیر درست را پیدا کنید. حس لامسه درست مانند سنسور مکان‌یاب استفاده می‌شود. شما نباید به هیچ وجه سعی کنید این حس را کنترل یا مواد ورودی به آن را تحت نظر داشته باشید.

این حس برای ادامه حیات شما باید به همین صورت کار کند. تنها کاری که می‌توانید انجام دهید این است که یک موقعیت مکانی جدید برای حس لامسه خود ایجاد کنید. یعنی هر وقت آن چیز خاص یا نشانه‌ای خاص را لمس کرد ذهن متوجه شود که در موقعیت مکانی قرار دارد که باید تمرکز کند.

به طور مثال روی میز کارتان یک فنر یا یک چیز مرتجع بگذارید و آن را به میز بچسبانید. زیرا مهم است که این ویژگی فقط برای میز کار شما باشد. وقتی می‌خواهید کار کنید با آن فنر یا هر چیزی که به میز چسبانده‌اید بازی کنید. سپس کار کنید.

هر وقت خسته شدی یا فکری سراغتان آمد یا به هر دلیلی تمرکز خودتان را از دست دادید اولین و بهترین راه لمس این شئ هست. سریع می‌تواند شما و ذهنتان را وارد مرحله تمرکز کند. درست مانند یک میانبر.

سه حس، سه تمرین در قانون جذب

خلاصه کلام

ما به طور کلی توانستیم برای هر احساس انسان به صورت جداگانه تمرین و راهکار خاصی ارائه دهیم. این راهکارها در مسیر داشتن تمرکز و در نهایت توانایی زندگی کردن در حال بود. از این رو الان ما می‌دانیم که چگونه در زمان حال زندگی کنیم.

زندگی در زمان حال به این معنی که روی کاری که انجام می‌دهیم تنها تمرکز می‌کنیم و دیگر به چیزی یا مفهومی کار نداریم. اما تمرکز تنها یک ابزار برای رسیدن به قانون جذب محسوب می‌شود. بحث اصلی این است که ما روی چه چیزی باید تمرکز داشته باشیم.

قبل از این که ادامه داستان را باهم پیش برویم ابتدا سراغ مقاله ” اولین قدم برای عمل به قانون جذب ” را مطالعه کنید. در این مقاله به وضوح ثابت کردیم که مغز انسان یک آنتن است.

سپس سراغ مقاله ” پیام در قانون جذب ” بروید. در این مقاله از این که باید روی چه چیزی تمرکز شود صحبت می‌کنیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.