نامحدود در محدوده ۲۴ ساعته نیاز قانون جذب

چگونه برای رسیدن به موفقیت در قانون جذب برنامه‌ریزی داشته باشیم؟

چگونه می‌توانیم زمان را تحت اختیار خود دربیاوریم؟

آیا زمان برای ما می‌ایستد؟

چرا هیچ‌وقت برنامه‌ریزی من درست از آب درنمی‌آید و همیشه در آن شکست می‌خورم؟ راه یک برنامه‌ریزی درست چیست؟ با ما همراه باشید در ادامه به این سؤالات پاسخ می‌دهیم.

در مقاله ” یادگیری در قانون جذب ۲ ” به مهم‌ترین روش‌های یادگیری پرداختیم و سعی کردیم بهترین راه یادگیری را به دست بیاوریم. مهم‌ترین مشکلات بیان‌شده در این مسیر این بود که یادگیری فرایندی بسیار تدریجی است که می‌تواند زمان‌گیر هم باشد.

به بیان بهتر یادگیری فرایندی است که به‌صورت کاملاً تدریجی اتفاق می‌افتد و این تدریجی بودن خودبه‌خود فرایند را طولانی می‌کند. از طرف دیگر دانستیم سیستم منطقی انسان بسیار کند و تنبل است. ازاین‌رو برای فهماندن یک مفهوم به آن و تبدیل این مفهوم به یک عنصر یاد گرفته‌شده باید زمان بالایی را صرف کرد.

در مقاله پیشین درباره مشکل تدریجی بودن صحبت کردیم و آن را موردبررسی قراردادیم و راهکارهایی نیز برای حل این معضل ارائه دادیم. اما در مورد زمان‌گیر بودن این فرایند صحبتی نکردیم و آن را به امروز موکول کردیم.

توجه داشته باشید که زمان‌گیر بودن فرایند یادگیری در کنار محدود بودن زمان یک پارادوکس را ایجاد می‌کند و ما باید بتوانیم این پارادوکس را برای رسیدن به قانون جذب حل کنیم.

شاید در اینجا این نکته به ذهن شما برسد که زمان چندان هم محدود نیست و اگرچند ضرب پشت سر هم بکنیم به زمانی نامحدود در طول زندگی می‌رسیم.

پس به نظر می‌رسد که عملاً پارادوکسی نداریم. بیایید کمی قبل از ادامه مبحث به این موضوع فکر کنیم و به سؤالات زیر در ذهن خودپاسخ دهیم:

  • یک روز چند ساعت است؟
  • چند سال یا چند وقت دیگر زنده خواهید بود؟
  • چه اتفاقاتی ممکن است فردا یا پس‌فردا یا هفته دیگر برای شما رخ دهد؟
  • چند درصد از برنامه‌ریزی شما در تایم فریم‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلند اجرا می‌شود؟
  • چند درصد بر برنامه‌ریزی که انجام می‌دهید پایبند هستید و به آن عمل می‌کنید؟

به این سؤالات در ذهن خودپاسخ دهید و روی آن‌ها چند دقیقه تمرکز و تفکر داشته باشید، سپس به ادامه مباحث گفته‌شده بپردازید.

زمان، یک محدودیت بزرگ در زندگی است

انسان موجودی است که تقریباً نامحدودترین چیزها فقط می‌تواند او را راضی کند. از طرف دیگر انسان‌دوست دارد هر چیزی را در دست داشته باشد و آن را کنترل کند مگر این‌که نامحدود باشد و از نابود شدن و کم شدن آن ترسی نداشته باشد.

ازاین‌رو ناخودآگاه زمان و وقت را اتفاقی نامحدود قلمداد می‌کند. زیرا زمان شاید جز تنها محدودیت‌هایی است که تحت کنترل هیچ‌کس نیست و کسی نمی‌تواند بر آن سلطه داشته باشد. این عدم کنترل روی اتفاقی محدود چندان چیز خوشایندی برای انسان نیست و عملاً انسان برای فرار از این عدم توانایی دست به نامحدود خواندن زمان می‌زند. 

این احساس چیز چندان دور از ذهن و غیرمنطقی نیست. وقتی انسان می‌تواند نور، اکسیژن، هوا و هر چیز به نظر نامحدود دیگر را تحت کنترل خود درمی‌آورد، نمی‌تواند باور کند یک مفهوم محدود به نام زمان از زیردستان او فرار کرده است و هیچ‌گاه تن به کنترل انسان نداده است.

زمان درست مانند آب دریاست که وقتی می‌خواهیم در کف دست خود نگه‌داریم آرام‌آرام خالی می‌شود. به نظر می‌رسد که زمان تحت کنترل ماست، اما وقتی نمی‌توانیم برای چند ثانیه بیشتر آن را تحت کنترل داشته باشیم و این خودش است که از لای انگشتان ما سرازیر می‌شود متوجه می‌شویم که در این لحظه این آب کف دستان ماست که از کنترل ما خارج‌شده است.

این آب کوچک، محدود اما غیرقابل‌کنترل است. زمان نیز همین‌گونه است. زمان کوچک، محدود اما غیرقابل‌کنترل است. ما در کف دست خود نمی‌توانیم تمام آب دریا را جمع کنیم.

چراکه مسلماً ظرفیت این‌همه آب را ندارد. ظرفیت کف دستان ما برای زمان نیز بسیار کوچک و محدود و در بهترین حالت به‌اندازه یک روز است.

زمان مانند همان دریای بیکران است که در پهنای زندگی ما گسترده شده است. اما این گستردگی تنها برای ساخت تاریخ و حال و آینده آدمی کاربرد دارد. ما هیچ‌گاه نمی‌توانیم همه این آب را بنوشیم یا آن را در دستان خودمان نگه‌داریم.

ما باید یاد بگیریم چگونه از ظرفیت محدود خود استفاده کنیم و همان یک کف پر از آب را به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم. اگر بتوانیم قطره‌ای هم از این کف آب برای خود نگه‌داریم می‌توانیم دریای خودمان را داشته باشیم.

دریایی که دیگر در اختیار ماست و ما خدای آن هستیم. پس باور کنید که ۲۴ ساعت، نهایت زمانی است که در اختیاردارید و نباید به این فکر کنید که بیشتر از این زمان دیگری دارید. توهم زمان نامحدود، شوخی بد زندگی با انسان‌ها بود.

تا می‌توانید محدود فکر کنید

قانون جذب یعنی رسیدن به یک هدف و یک نقطه به‌صورت هدفمند و هوشمندانه. قانون جذب یعنی درست و منطقی فکر کردن.

شما باید یاد بگیرید که فکر خودتان را مدیریت کنید و آن‌ها را جهت بدهید تا در قانون جذب موفق شوید. به یاد داشته باشید بعد از زمان یکی دیگر از مهم‌ترین محدودیت‌های زندگی انسان، ذهن اوست.

باید یاد بگیرید که چگونه محدود فکر کنید. به این موضوع در مقاله ” محدود فکر کردن در قانون جذب ” خواهیم پرداخت.

ما تا اینجا سعی کردیم که کاری کنیم باور کنید زمان ۲۴ ساعت بیشتر نیست. اما نکته مهم این است که همین ۲۴ ساعت نیز در اختیار شما قرار ندارد.

حداقل یک‌سوم این زمان را شما در خواب سپری می‌کنید و اگر شغل و کاری نیز داشته باشید یک‌سوم دیگر ۲۴ ساعت صرف کسب‌وکارتان خواهد شد. در بهترین حالت شما ۸ ساعت در اختیاردارید که مواردی مانند خوردن، پختن، شستن، استراحت کردن، تفریح کردن و هزار و یک کار دیگر را در آن زمان باید انجام دهید.

بنابراین عملاً ما می‌خواهیم با آبی به‌اندازه کف دست یک باغ را سیراب کنیم و این عملاً ممکن نیست. پس باید قبول کنید که اگر می‌خواهید همه باغ خشک نشود باید بسیاری از محصولات خود را از ریشه بخشکانید و هیچ‌گاه به آن‌ها آب ندهید.

زیرا تقسیم آبی به‌اندازه کف دست بین ده‌ها گیاه باعث می‌شود همه آن‌ها خشک شوند.

صورت واقعی‌تر این جمله این است که ما برای هزاران برنامه و کاری که در سرداریم و احتمالاً هرکدام را ناخنکی زده‌ایم وقت کافی نداریم. یعنی، نمی‌توان در این زمان محدود هم‌زبان انگلیسی یاد گرفت.

هم در بورس خبره شد و هم بخواهیم برنامه‌نویسی کارکنیم. همچنین مباحث مدیریتی را دوست داریم و البته دلمان می‌خواهد به‌طور منظم فیلم نگاه کنیم. این‌همه کار آن‌همه با یک‌کف‌دست زمان هیچ‌وقت محقق نمی‌شود و برای این‌که باور نکنیم که این برنامه شکست‌خورده است، خودمان را به دامن فردا و پس‌فردا و … می‌اندازیم.

ما باید یاد بگیریم که متمرکز فکر کنیم و روی یک یا دو هدف تمرکز داشته باشیم. این‌گونه زمان می‌تواند به‌درستی پخش شود و از طرف دیگر محدود فکر کردن و متمرکز شدن یعنی جمع‌کردن نیروی مغز روی یک یا دو موضوع و این یعنی فعال شدن آنتن ذهن برای قانون جذب و موفقیت در آن!

یک برنامه ساده برای موفقیت در قانون جذب

اما بیایید برای حسن ختام این موضوع و رفتن سراغ مقاله بعدی برنامه‌ای ساده طراحی کنیم. شما در این برنامه باید ” قدرت نه گفتن در قانون جذب” را مطالعه کنید.

شما باید بتوانید برنامه‌های اضافی را به‌واسطه همان قدرت نه شناسایی کنید و کنار بگذارید. وقتی این کار را بکنید، تنها یک یا دو برنامه برای شما باقی می‌ماند.

مهم این نیست که این برنامه‌ها را در چه ساعتی از روز اجرا می‌کنید. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که باید هرروز آن را انجام دهید. حال اگر آدم منظمی هستید در ساعتی مشخصی از روز سراغ این برنامه بروید و اگرنه انسانی هستید که دوست دارید بر اساس حال احساسی خود پیش بروید، هر زمان از روز که حس و حال انجام آن را داشتید سراغش بروید.

تنها چیزی که مهم است این است که شما بدانید و باور داشته باشید که باید هرروز و بدون استثنا و بدون هیچ توجیه و بهانه‌ای این برنامه را انجام دهید. ” قدرت تکرار در قانون جذب ” علت این اصرار ما را فاش می‌کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.