قانون جذب چیست؟ راهکارهای ۱۰۰% تضمینی رسیدن به خواسته ها

قانون جذب این روز ها از جمله مفاهیمی محسوب می شود که جذابیت خاصی برای مخاطبان دارد. این جذابیت به چند دلیل است.

دلیل اول این است که عموما در کنار عنوان قانون جذب، مفاهیمی مانند ثروت، شهرت و موفقیت آورده می شود. این مفاهیم دقیقا همان چیزهایی است که هر انسانی در طول زندگی خود به دنبال آن هاست.

پس کاملا طبیعی است که حداقل نام این قانون برای غالبیت افراد جامعه جذابیت داشته باشد. از طرف دیگر نام دیگر قانون جذب، راز یا همان SECRET است. همانطور که از این نام پیداست، این قانون چیزهایی در دل خود دارد که مبهم و راز آلود است.

انسان به سبب ذات خود که عاشق هر چیزی رازآلودی است، قانون جذب را دوست دارد. زیرا نمی داند دقیقا در این قانون چه اتفاقی رخ می دهد و همین ندانستن باعث جذابیت آن شده است.

قانون جذب چیست

همین دو دلیل کافی است که قانون جذب تبدیل به یکی از پر مخاطب ترین مفاهیم این روزهای دنیای اینترنت و البته دنیای جذاب روانشناسی و مباحث مرتبط با آن شود.

اما نکته ای دیگر در مورد قانون جذب وجود دارد و آن این است که این قانون در افکار عمومی و افکار علمی جهان دو بازخورد اساسی دارد. بازخودر اول شامل طرفداران و بانی های این طرح و قانون می شود.

یعنی افرادی که معتقد هستند که تنها راه رسیدن به موفقیت تنها و تنها از قانون جذب می گذرد و نمی توان به طرق دیگر به ثروت و شهرت و … دست پیدا کرد.

این دسته از افراد برای اثبات حرف های خودشان اصولا نمونه ها و شواهد بسیاری را بیان می کنند و افراد زنده و یا مرده ای را مثال می زنند که به واسطه همین قانون جذب به موفقیت رسیده اند.

گروه دیگر اما نظری کاملا برعکس دارند. آن ها معتقد هستند که قانون جذب یک شیادی بیش نیست و کسانی که در این آتش می دمند لابد منفعتی دارند. آن ها نیز برای نشان دادن حقانیت خودشان مثال های متعددی را ارائه می دهند.

از جمله این که افرادی که خودشان معتقد هستند به واسطه قانون جذب به ثروت رسیده اند، عمده ثروت خودشان را از طریق نوشتن و فروش کتاب قانون جذب به دست آورده اند!! اما راه درست کدام است؟

رازهای قانون جذب

در مورد قانون جذب به راستی می توان گفت که همه افراد حق دارند. یعنی هر دو گروه گفته شده در بالا به واقع حرف های منطقی و کاملا درستی دارند.

به بیان بهتر یکی از عجایب این قانون که باعث شده است جذابیت آن چند برابر شود، همین است که همه استدلال های مخالف و موافق در آن اثبات می شود. در نگاه اول به نظر می رسد چنین چیزی عملا امکان پذیر نباشد.

یعنی ما قانونی را نداریم که همزمان دو چیز کاملا عکس در آن صادق باشند. اما اگر کمی به دنیای اطراف خود بیشتر دقت کنیم، متوجه می شویم که یک مفهوم بسیار بزرگ و مهم در دنیا وجود دارد که همه استدلال ها و همه منطق ها را در خود جای داده است بدون آن که اصل وجودی خود را نقض کند و آن مفهوم چیزی جز ” زندگی ” نیست.

قانون جذب ثروت

در کلام بهتر زندگی مفهومی پیچیده ولی ساده است که می تواند در عین سادگی بسیار هم سخت باشد. بسیاری از شاعران و نویسندگان و فیلسوفان بزرگ از گذشته ها و قرن های دور تا به امروز سعی کردند تعریف های بسیاری برای زندگی داشته باشند.

به طور مثال داستایفسکی زندگی را سنگ بزرگی روی سر انسان ها می داند در حالی که سهراب سپهری زندگی را به اندازه یک پر کاه سبک و شناور می داند. مهمتر از این تعاریف این است که همه این تعاریف در مورد مفهوم زندگی درست است و هیچ کس نمی تواند آن ها را نقض کند.

همانطور که گفتیم زندگی در عین حالی که بسیار ساده و دلچسب به نظر می رسد، می تواند سخت و پیچیده هم باشد. این چیزی است که به خوبی همه ما آن را درک می کنیم.

پس مفهومی به نام ” زندگی ” وجود دارد که توانسته استدلال های متناقض را در دل خود جای دهد. این ما را به این نکته می رساند که قانون جذب نیز می تواند همچون زندگی استدلال ها و منطق های مختلفی را در دل خود جای دهد.

اما بهتر است کمی بیشتر در مورد این موضوع صحبت کنیم.

امواج قانون جذب

در بالا مشخص شد که قانون جذب عملا می تواند همه استدلال ها را در دل خود داشته باشد و برای اثبات این موضوع از مفهومی به نام زندگی استفاده کردیم.

شاید برای شما این سوال ایجاد شود که آیا قانون جذب به واقع به اندازه زندگی بزرگ و گسترده است که بتواند تمام استدلال ها را در خود جای دهد و با چه وجه تشابهی این قانون و زندگی را در یک دسته قرار دادیم؟

اجازه بدهید در این باره در ادامه صحبت کنیم.

مسئله ای که فعلا برای ما هم است این است که بدانیم به هر حال کدام یک از تعاریف ارائه داده شده در مورد قانون جذب را قبول کنیم. در این باره نیز بهتر است دوباره به تعریف زندگی نگاه کنیم.

اگر به آثار داستایفسکی اشرافیت داشته باشید خواهید دید که این نویسنده در غالب داستان های خود فضایی خاکستری یا سیاه ترسیم می کند و دنیا را به قدری سخت و غیر قابل تحمل می داند که حتی خواندن آن دید ما را نسبت به دنیا عوض می کند، اما از طرف دیگر اگر نوشته های سهراب سپهری را در مورد زندگی بخوانیم داستان کمی متفاوت تر می شود.

سهراب همواره سعی کرده است که نشان دهد زندگی در لحظه ها لحظه ها جریان دارد و هر چیزی می تواند انسان را وادار به زندگی کند.

قانون جذب در زندگی

پس همانطور که می بینیم نوع تعاریفی که از زندگی می شود یا بهتر بگوییم نوع دیدی که به زندگی داریم، کیفیت زندگی را برای ما مشخص می کند.

از این روست که گفته می شود سعی کنید زندگی را آسان بگیرید تا زندگی نیز بر شما آسان بگیرد. احتمالا در اطراف خود کسانی را می شناسید که بسیار شوخ طبع هستند و اصولا زندگی را چندان جدی نمی گیرند اما زندگی خوب و جذابی دارند که خود ما با این همه تلاش و جدیت نتوانستیم موفقیت آن ها را داشته باشیم.

این موضوع ناشی از همان دید و تفکری است که در مورد زندگی داریم.

در مورد قانون جذب نیز همین موضوع صادق است. یعنی شما اگر بخواهید قانون جذب را یک قانون اشتباهی و شیادی بدانید، مسلما این چنین خواهد بود و اگر بخواهید به این قانون اعتماد کنید و ایمان داشته باشید، فواید عجیبی برای شما خواهد داشت.

این ویژگی نیز باعث شده است که SECRET بودن آن بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. آخر این چه قانونی است که هر چیزی در آن می تواند رخ دهد؟

ما از ابتدای این متن تا به اینجا مدام از عنوان ” قانون جذب” استفاده کرده ایم. به نظر شما “قانون” به چه معنی است؟ پاسخ به این سوال می تواند نظر ما را در مورد جذب تغییر دهد.

قانون برای اولین بار زمانی به کار برده شد که انسان دانست برخی از اتفاقات تکرار پذیر هستند. یعنی یک روند به صورت طبیعی ( انسانی ) از ابتدا تا انتها کاملا مشخص است و نتیجه مشخصی دارد و این روند کاملا تکرار پذیر است.

پس قانون عملا مفهومی است که بر اساس تکرار پایه گذاری شده است. یعنی چیزی که قابلیت اجرای دوباره و دوباره داشته باشد، قانون نامیده می شود. اما مسئله بسیار مهم این است که غالب قانون هایی که وجود دارد، طبیعی است.

یعنی هر چه که ما اسمش را قانون گذاشتیم از دل طبیعت کشف شده است. تمام قوانین ریاضی و فیزیک و شیمی و زیست شناسی و سایر علوم همه و همه بر مبنی طبیعت بوده است. نکته بسیار مهم این است که طبیعت یک مفهوم ثابت و یکتا دارد.

یعنی اگر قرار باشد آب در ۱۰۰ درجه به جوش بیاید، همیشه به جوش می آید. اینگونه نیست که طبیعت آمازون بگوید من دوست دارم آب را در ۲۰۰ درجه و طبیعت استرالیا بگوید من دوست دارم آب را در منفی ۲۰ درجه به جوش بیاوریم! طبیعت به طور کلی یکتاست، پس قوانین ناشی از آن نیز یکتا خواهند بود.

قانون جذب، یک قانون انسانی

با توجه به این مسئله، انسان نیز ناخودآگاه سعی کرد که قوانین انسانی خود مانند قوانین حکومتی و انسانی خود را بر اساس یکتایی طبیعت ایجاد کند. یعنی یک سری قوانینی که تحت هر شرایطی تغییر نکند و برای تمامی انسان ها به صورت یکسان اجرا شود.

اما اتفاقی که رخ داد این بود که این قوانین امروز ناکارآمد به نظر می رسد و این یک دلیل بسیار ساده و مشخص دارد، انسان ها مانند طبیعت یکتا نیستند. ما یک طبیعت داریم اما میلیاردها انسان روی کره زمین زندگی می کنند که هر کدام شخصیت خودشان را دارند و می توانند بر اساس شخصیت و ذات خودشان تصمیم بگیرند.

بنابراین عملا نمی توان قوانین یکتایی برای آن ها داشت. پس اگر بخواهیم دقیق تر و البته به صورت خلاصه تر بگویم، به طور کلی قوانین یا طبیعی و یکتا هستند و یا انسانی و متغیر! به نظر شما قانون جذب می تواند جزو کدام یک از این قوانین باشد؟

قانون جذب و انسان

 

بنابراین آن چیزی که تا اینجای کار کاملا مشخص است این است که قانون جذب یک قانون کاملا انسانی است، زیرا به زندگی انسان ربط دارد و ظاهرا نشانه ای از طبیعت در آن دیده نمی شود. همین موضوع باعث شده است که قانون جذب درست مانند زندگی همه انسان ها متغیر و عجیب باشد.

زندگی نیز خود به خود یک قانون است. قانونی که هیچ کس نتوانسته تعریفی دقیق از آن داشته باشد و یا این که آن را نقض کند. پس تا اینجای متن می توانیم به این نکته اشاره کنیم که تا الان هر چیزی که راجع به قانون جذب شنیده اید و فکر می کنید کاملا درست است و ما به هیچ عنوان قصد نداریم آن ها را زیر سوال ببریم!

تعریف قانون جذب

اما مسئله مهم این است که برای داشتن یک نتیجه مشخص و البته واحد باید تعریف و اساس مشخصی در بحث داشته باشیم. پس نمی توانیم بر اساس گستردگی بالای قانون جذب در مورد آن صحبت کنیم. لازم است که به هر حال برای خودمان یک تعریف مشخص و واضح داشته باشیم تا بتوانیم به واسطه آن ادامه این مسیر را با یک دیگر برویم.

به نظر ما، قانون جذب یعنی زندگی و زندگی یعنی قانون جذب. در واقع علت تشابه عجیبی که در ابتدای این مقاله نیز به آن اشاره کردیم همین مفهوم است که قانون جذب عملا خود زندگی است و زندگی چیزی جز قانون جذب نیست.

بگذارید برای این تعریف استدلالی داشته باشیم. وقتی به قانون جذب نگاه می کنیم، متوجه می شویم که از بخش های مختلفی ایجاد شده است. بخش های قانون جذب عبارتند از ذات انسان، روابط او در اجتماع و تاثیر طبیعت بر این قانون.

خب حالا به تعاریف زندگی نگاه کنید. آیا تعریفی را می توانید برای زندگی پیدا کنید که غیر از این بخش ها داشته باشد؟ پس در ساده ترین حالت و مشخص ترین تعریفی که می توانیم از قانون جذب داشته باشیم این است که این قانون، خود زندگی است.

از همین روست که می تواند باعث موفقیت و پیروزی و حتی شکست ما شود. نظر شما چیست؟ به نظر هر تعریفی که از قانون جذب داشته باشید می تواند در دل این تعریف بگنجد.

قانون جذب آرزوها

راستش را بخواهید اگر شما بتوانید زندگی را نقض کنید و رای به نفی آن بدهید می توانید قانون جذب را نیز نقض کنید. قانون جذب یک قانون است. پس تکرار پذیری را دارد و این تکرار پذیری در طول قرن حاضر به خوبی رصد شده است.

مسئله ای که وجود دارد این است که این قانون به سبب انسانی بودن آن که در بالاتر توضیح داده شد، کمی غیر متعارف تر از قوانین فیزیک و ریاضی است. اما به هر حال درست مانند زندگی که از قوانین مختلف درون خود تبعیت می کند و از آن ها عدول نمی کند در مورد قانون جذب نیز همچنین مسئله ای را شاهد هستیم.

برای درک این مسئله به استدلال زیر که در مقاله ” اولین قدم برای عمل به قانون جذب ” به طور کامل از آن سخن رفته است توجه کنید.

اثبات قانون جذب

سیستم و آناتومی بدن انسان بسیار جذاب و جالب توجه است. احتمالا موضوع ارسال و دریافت انرژی توسط ذهن انسان را شنیده باشید و شاید آن را باور کرده باشید. اما این مسئله از نظر فیزیولوژی نیز قابل اثبات است.

عصب های داخل بدن انسان به واسطه انتقال جریان الکتریکی بسیار کوچک کار می کنند. یعنی وقتی عصب های بدن شما پیامی را منتقل می کنند این پیام به واسطه ایجاد یک جریان الکتریکی به مغز منتقل می شود و پیام برگشتی از مغز نیز به واسطه ایجاد جریان الکتریکی دیگری رخ می دهد.

بنابراین عملا در بدن انسان یک سیم کشی عظیمی از اعصاب وجود دارد که در دل خودشان انرژی های الکتریکی کوچک اما در تعداد بالا ( بسیار بالا ) منتقل می کنند. حال به ساختار مغز دقت کنید.

مغز به نوعی طراحی شده است که در دل این اعصاب محاصره شده است. از طرف دیگر مغز انسان مرکز اساسی ایجاد، ارسال و دریافت جریان های الکتریکی گفته شده است.

حال به یک قانون فیزیک دقت کنید. هرگاه در دل یک سیم جریانی به وجود می آید، میدان الکتریکی اطراف آن ایجاد می شود که قدرت دافعه یا جاذبه را دارد.

بنابراین عملا می توان گفت که وقتی از درون عصب های ما جریان الکتریکی عبور می کند می توان انتظار میدان الکتریکی را نیز داشته باشیم. اما به خاطر این که مقدار جریان الکتریکی بسیار کم و ناچیز است عملا این میدان حس نمی شود و هیچ تاثیر خاصی ندارد.

دریافت انرژی توسط ذهن

بنابراین بدن انسان عملا از سیم کشی هایی تشکیل شده است که میدان الکتریکی های مختلف اما بسیار کوچکی در آن ایجاد می شود. مرکز این سیم کشی ها مغز انسان است که درست در نقطه بالایی بدن ( مانند یک فرستنده و دریافت کننده امواج ) قرار گرفته است.

در این مرکز تمام سیم کشی های اساسی وجود دارد و اوج رد و بدل شدن پیام ها در آن جا رخ می دهد. یعنی اصولا باید در مغز انسان بیشترین انرژی های الکتریکی و در پی آن بزرگترین میدان های الکتریکی رخ بدهد. این اتفاق نیز رخ می دهد.

اما یک قانون دیگر فیزیک نیز وجود دارد که می گوید این میدان ها در صورتی که در جهت هم باشند، می توانند همدیگر را تقویت و اگر در خلاف هم باشند می توانند یکدیگر را تضعیف کنند. با توجه به این که ذهن انسان پر از جریان های الکتریکی همسو و غیر همسو است نمی توان انتظار داشت که یک میدان الکتریکی واحد و مجتمع داشته باشیم.

احتمالا وقتی که روی مسئله ای تمرکز داشته باشید متوجه این مسئله شده اید که ذهن شما داغ می شود و عملا این گرما را کاملا واضح می توانید لمس کنید. این موضوع ارتباط مستقیم با همان مسئله جریان های الکتریکی و میدان های الکتریکی ایجاد شده دارد.

نقش قانون جذب Secret

بنابراین به طور کلی می توان گفت که مغز انسان به عنوان هسته اصلی ارسال و دریافت اطلاعات و بدن انسان به عنوان بدنه اصلی این آنتن می تواند باشد.

اما مسئله اصلی و مهم این است که این آنتن زمانی کارایی دارد که تمام یا اکثریت جریان های الکتریکی ذهن در یک سمت مشخص قرار بگیرد تا میدان الکتریکی بزرگی ایجاد شود. این میدان الکتریکی طبق قوانین فیزیک قدرت جذب و دفع دارد.

یعنی هر چیزی که بر اساس پایه و اساس این میدان باشد، آن را جذب و هرچیزی که بر خلاف آن باشد را دفع می کند.  قانون جذب در واقع همچنین کاری می کند. یعنی می خواهد کاری کند که شما بتوانید این میدان را ایجاد کنید و سپس بر اساس میدان ایجاد شده به خواسته خودتان برسید.

قانون جذب در زندگی

این مطلب همچنان ادامه دارد …..

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.