محدود فکر کردن در قانون جذب

قانون جذب خیلی اتفاق جالبی است. به انسان قدرت‌ها و مهارت‌هایی را می‌دهد که به‌واقع نمی‌توان آن را از هیچ مفهوم دیگری انتظار داشت. باور نمی‌کنید؟ از مقاله ” اولین قدم برای عمل به قانون جذب ” شروع به خواندن کنید تا این موضوع را عمیقاً درک کنید.

بیایید در این مقاله آزمایش جالبی با یکدیگر انجام دهیم. در این آزمایش همگی فرض می‌کنیم که رشته تحصیلی به نام ” زاروتا ” وجود دارد که اتفاقاً در جامعه نیز برد خوبی می‌تواند داشته باشد. همچنین افراد کمی توانسته در این رشته به انتها برسند و موفقیت واقعی را در آن تجربه کنند.

“زاروتا ” این قابلیت را دارد که در بیشتر زمینه‌ها از آن استفاده شود و دنیای آینده وابسته به آن است. حال ما به‌عنوان کسی که می‌خواهد برای آینده خود تصمیم بگیرد، دنبال انتخاب یک‌رشته مناسب بر اساس تمام معیارهایی که می‌دانیم ( برخی از این معیارها در ” قدرت نه گفتن در قانون جذب ” مطرح شد ) هستیم.

موفقیت فعلی ” زاروتا ” ازنظر درآمد و وجه اجتماعی ما را وسوسه می‌کند که آن را جزئی از گزینه‌های محتمل خود حساب کنیم. در این حالت فکر می‌کنیم که اگر ” زاروتا ” قبول شویم خانواده چقدر خوشحال می‌شوند، ما را مهم و ارزشمند می‌دانند، سپس به یاد دوست و آشناهایی می‌افتیم که دلمان همیشه می‌خواسته مقابل آن‌ها عرضه اندامی کنیم و به‌قول‌معروف دلشان را بسوزانیم!

بعد از کلی فخرفروشی ذهنی به این افراد، نوبت فکر کردن به تلاش‌هایی است که قرار است در آینده داشته باشیم. این تلاش‌ها شبانه‌روزی و ۲۴ ساعته است، به حدی که چراغ خانه خاموش نمی‌شود. این تلاش‌ها بالاخره ثمر می‌دهد و اساتید از پایین تا بالاترین رده ما را موردتقدیر خود قرار می‌دهند.

کم‌کم وارد شغل می‌شویم و محبوبیت خاصی در شغل و اجتماع فکر می‌کنیم. به مشکلی برمی‌خوریم که مجبور می‌شویم با رئیس شرکتی مقتدرانه برخورد کنیم. زیرا برخلاف عقاید ما حرف می‌زد و از ما چیزی می‌خواست که انسانیت ما را زیر سؤال می‌برد. در حین کسی مخفیانه ما را دوست می‌دارد و به ما عشق می‌ورزد. با او ازدواج می‌کنیم و کم‌کم پا به میانسالی می‌گذاریم.

شروع به تربیت فرزندان خود می‌کنیم. چندین جلسه مشاوره برای فرزندان خود می‌گذاریم و سعی می‌کنیم به شیوه روشنفکری فرزندان خودمان را تربیت کنیم. راستی اسم رشته‌ای که می‌خواستیم درباره‌اش فکر کنیم چه بود؟

ذهن ذاتاً رؤیاپرداز است

همان‌طور که در آزمایش بالا باهم دیدیم ذهن توانایی بالایی در تصویرسازی و خیال‌پردازی دارد. وقتی به ذهن این اجازه داده می‌شود که به آینده فکر کند.

ناخودآگاه شروع به تصویرسازی‌های تو در تو می‌کند. این تصویرها آن‌قدر زیاد و زیاد می‌شود که مانند مرداب انسان را به درون خود می‌کشد.

نکته جالب اینجاست که قاعده زمان در ذهن و تصویرهای ساخته‌شده آن وجود دارد. یعنی این‌گونه نیست که چون فکر به آینده یا تصاویر ساخته‌شده خودخواسته است، ذهن بتواند زمان را دست‌کاری کند یا آن را جلو و عقب کند.

مسیر زمان در ذهن یک مسیر یک‌طرفه روبه‌جلو است و تقریباً هیچ راه برگشتی وجود ندارد. تنها می‌توان ادامه آن را قطع کرد. این موضوع در مثال و آزمایش بالا به‌خوبی مشخص شد. ما در بالا از نام یک‌رشته شروع کردیم و رفته‌رفته وارد محور زمان شدیم و در روی این محور شروع به حرکت کردیم و هیچ‌گاه به عقب برنگشتیم.

این قانون مهمی است که بسیاری آن را نمی‌دانند یا آن را نادیده می‌گیرند. این قانون بسیار در مسئله ” قانون جذب ” اهمیت دارد و آن را به شکل مفصل‌تری در مقاله ” قانون جذب، عقب‌گرد ممنوع ” موردبررسی قرار می‌دهیم.

اما چیزی که در اینجا ما باید به آن کنار بیاییم و جوابی برای آن پیدا کنیم این است که چگونه می‌توان جلوی حرکت ذهن به سمت آینده را گرفت؟ یا بهتر بگوییم چطور به آینده فکر کنیم به‌نوعی که دچار مرداب رؤیاپردازی نشویم؟

به‌هرحال ما برای داشتن برنامه‌ریزی، هدف‌گذاری یا برای آرامش فکری نیاز داریم که به آینده نگاه کنیم و به آن فکر کنیم. اما چگونه باید به آینده فکر کنیم ولی در آن گیر نکنیم؟ به معنی بهتر کلمه به‌اندازه در آینده بدانیم و ببینیم و برگردیم.

به سبک و سیاق همیشه برای حل این مشکل ابتدا باید علت‌های آن را شناسایی کنیم تا بر اساس این علت‌ها بتوانیم راه‌های مناسبی پیشنهاد بدهیم. در نظر داشته باشید به‌هرحال این اتفاق ناشی از قدرت ذاتی ذهن است و نمی‌توان به‌طورکلی آن را نابود کرد و یا آن را ندیده گرفت. بنابراین باید به فکر راهکار دیگری بود.

چرا ذهن در مرداب آینده گیر می‌کند؟

مهم‌ترین علتی که می‌توانیم برای این علاقه به رؤیاپردازی بدانیم این است که ذهن احساس رضایت از این کار می‌کند. این حس رضایت دلیل بسیار روشنی دارد.

ذهن انسان می‌تواند در رؤیا و خیال به چیزهایی دست پیدا کنند که در زندگی واقعی خود به آن نرسیده‌اند. معمولاً رؤیای انسان‌ها شامل چیزهایی است که همیشه خواهان رسیدن به آن بوده ولی هیچ‌وقت در زندگی واقعی به آن نرسیده است. ( استفاده از رؤیاپردازی برای کشف علایق و استعدادها بسیار مورداستفاده در قانون جذب می‌تواند باشد )

اگر دقت کنید غالب انسان‌های موفق در یک حوزه معمولاً کمتر دست به رؤیاپردازی می‌زنند و به‌صورت ناخودآگاه ذهن خود را برای رفتن به آینده و تفکر درباره آن کنترل می‌کنند.

زیرا ذهن وقتی از اتفاقات دنیای واقعی راضی شده است دیگر نیازی نمی‌بیند که نیروی خود را صرف تصویرسازی‌های متعدد بکند. چراکه برعکس چیزی که فکر می‌کنیم میزان انرژی که ذهن برای تصویرسازی و تخیل آینده به کار می‌برد بسیار بیشتر از میزان انرژی است که برای تحلیل اتفاقات واقعی استفاده می‌کند.

ازاین‌رو وقتی خوراکی که ذهن می‌خواهد در دنیای واقعی وجود داشته باشد، دیگر نیازی نمی‌بیند که دست به‌صرف انرژِی بیش‌ازاندازه بزند و ترجیح می‌دهد که از دنیای واقعی لذت ببرد.

بنابراین مهم‌ترین راهکاری هم که می‌توانیم برای محدود کردن ذهن در جهت رسیدن به قانون جذب داشته باشیم این است که این لذت را از درون ذهن خارج کنیم و آن را در دنیای واقعی به خودمان بدهیم.

حال سؤال اصلی این است که چگونه می‌توانیم لذتی را که در رؤیا و دست‌کاری‌های زویایی داریم در دنیای بیرون ایجاد کنیم؟

نکته بسیار جالب این است که برای ذهن بزرگی و کوچکی لذت فرقی نمی‌کند. درواقع اصلاً آن را درک نمی‌کند. احتمالاً تجربه این موضوع را داشته‌اید که از انجام یک کار کوچک مانند کمک به یک پرنده یا هر چیز دیگر احساس لذت بسیار زیادی برده‌اید.

این به خاطر این است که بزرگی یا کوچکی کار مهم نیست. مهم این است که از آن تنها احساس رضایت کنید. این مهم‌ترین نکته‌ای است که باید آن را رعایت کند.

نتیجه نهایی و قانون جذب

بنابراین تنها راهی که می‌توان کاری کرد تا ذهن نسبت به تفکر برای آینده محدود شود این است که لذت‌های هرچند کوچک اما واقعی برای او در دنیای بیرون ایجاد کنیم.این لذت‌ها می‌تواند هر چیزی باشد و بستگی به شخصیت شما دارد.

ممکن است شما از خواندن یک کتاب لذت ببرید. در این حالت به این فکر نکنید که خواندن کتاب وقت تلف کنی محسوب می‌شود. بلکه این نکته مهم است که شما اگر این وقت را برای کتاب نگذارید، مجبور خواهید بود که چند برابر انرژی و زمان آن را برای تفکر به آینده خرج کنید.

یک راهکار دیگر برای این‌که بتوانید کاری را شروع کنید و یا این‌که خودتان را از دنیای رؤیا نجات دهید این است که در ذهن خود از ۵ تا ۱ به‌صورت معکوس بشمارید.

این شمارش به شما کمک می‌کند ذهنتان به واقعیت حقیقی برگردد و باعث می‌شود که کار خود را ادامه دهید. یادتان باشد چه در قانون جذب چه در تمام بخش‌های زندگی، فکر کردن، رؤیاپردازی، خستگی، بهانه آوردن، گریه کردن، خمیازه کشیدن، لعنت فرستادن و هزار هزار چیز دیگر را رها کنید و فقط انجام دهید!

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.