با قانون جذب در زمان حال زندگی کن

احتمالاً جملات از این دست را شنیده باشید که می‌گویند از زمان حال خود لذت ببرید. سعی کنید در لحظه زندگی کنید. آن چیزی که برای شما واقعاً وجود دارد همین الان است.

اما سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چگونه؟ چگونه می‌توان از زمان حال لذت برد و اصلاً استفاده بردن از زمان حال یعنی چه  و چه تأثیری بر قانون جذب دارد؟

مگر همه انسان‌ها و موجودات در زمان حال و الان زندگی نمی‌کنند؟ این‌ها عمده سؤالاتی است که قرار است در این مقاله به بررسی آن‌ها بپردازیم.

در مقالات ” گذشته سنگ جلوی پای آینده و قانون جذب” و ” قانون جذب، عقب‌گرد ممنوع” سعی شد که بتوانیم گذشته را کنترل کنیم. آن را از زندگی خود جدا و تنها به عنوان یک خاطره به گذشته نگاه کنیم.

همچنین در مقاله ” محدود فکر کردن در قانون جذب ” یاد گرفتیم چگونه با تصورات خودمان در مورد آینده کنار بیاییم. بنابراین عملاً تا اینجا با دو مفهوم گذشته و آینده آشنا شدیم و توانستیم هرکدام را به اندازه خود مدیریت کنیم.

اما بحث اصلی اینجاست که  چرا ما دست به مدیریت گذشته و آینده زده‌ایم؟ در مقاله ” نامحدود در محدوده ۲۴ ساعته نیاز قانون جذب ” دانستیم که زمانی که به واقع در اختیار داریم بسیار کوتاه و محدود است از این رو نمی‌توان این زمان را بیش از اندازه در اختیار گذشته یا آینده گذاشت.

اما همچنان مسئله‌ای باقی می‌ماند و آن مسئله این است که آیا کنترل گذشته و آینده به خودی خود موجب استفاده ما از زمان حال می‌شود؟ مسلماً نه. زمان حال مهم‌تر و پیچیده‌تر از هر دو زمان دیگر است.

از این رو باید به طور جدی آن را مورد بررسی قرار داد. در این باره در ادامه بیشتر توضیح خواهیم داد. با ما همراه باشید که قرار است اتفاقات جالبی را با هم کشف کنیم.

نه گذشته، نه حال و نه آینده در قانون جذب

زمان حال تنها چیزی است که عملاً در دسترس ما قرار دارد و ما می‌توانیم از آن در جهت رسیدن به قانون جذب استفاده کنیم.

گذشته اتفاقی غیر قابل تغییر است و آینده اتفاقی موهوم که هیچ‌گاه به وقوع نمی‌پیوندد. تنها چیزی که در دسترس ما قرار دارد همین زمان حال و الان است. پس عملاً تنها راهی که می‌تواند ما را به قانون جذب برساند، چیزی به نام زمان حال است.

ما در مقالات پیشین توانستیم قدرت ذهن را از تفکر بیهوده درباره گذشت و آینده برهانیم اما این بدین معنی نیست که قدرت ذهن روی دنیای حال و الان متمرکز می‌شود.

در واقع ذهن یک قدرت بسیار خارق العاده دارد که این قدرت می‌تواند در نهایت به ضرر انسان تمام شود. ذهن قدرتی به نام تفکر بی‌پایان دارد. یعنی هیچ ثانیه و لحظه‌ای نیست که ذهن در حال پردازش نباشد و نخواهد که فکر نکند.

در واقع فکر نکردن خود به خود یک پارادوکس ذهنی ایجاد می‌کند. برای این که این پارادوکس را به خوبی درک کنید تنها کافی است تلاش کنید برای یک دقیقه – سی ثانیه یا حتی ده ثانیه فکر نکنید. در واقع شما برای فکر نکردن دارید فکر می‌کنید! و این پارادوکسی است که باعث می‌شود عملاً فکر نکردن را برای ما غیرممکن کند.

بنابراین ذهن ما هر لحظه در حال پردازش است و عدم پردازش در مورد گذشته و آینده به معنی پردازش اتفاقات زمان حال نیست. اما پس وقتی ذهن در زمان گذشته، حال یا آینده نباشد پس می‌تواند روی چه اتفاقاتی متمرکز شود؟

تقریباً روی همه چیز می‌تواند متمرکز شود. سؤالات بی‌پایان، بحث‌های عجیب و غریب، تفکر در مورد اتفاقات بسیار و… در واقع ما از کودکی تا به امروز بر اساس سیستم آموزشی که داشتیم اطلاعات بسیاری را وارد ذهن خود کردیم که درصد بالایی از آن به درد نمی‌خورد.

همین اطلاعات خوراک نشخوار ذهنی است که باعث می‌شود مدام انسان فکر کند. پس عملاً هنوز ما در زمان حال زندگی نمی‌کنیم.

شاید عجیب‌ترین و مسخره‌ترین سؤالی که می‌شد پرسید این باشد که بپرسیم زمان حال چیست؟ زمان حال الان است و الان زمان حال است! این خیلی ساده است. اما واقعاً چه تعریفی می‌توانیم از زمان حال داشته باشیم؟

در واقع برای این که بتوانیم از ابزاری استفاده کنیم باید آن را بشناسیم. البته منظور ما از شناخت واکاوی آن نیست و دلمان نمی‌خواهد به بیخودی به ذهن مفاهیم اضافی تحمیل کنیم.

اما واقعیت این است که هیچ تحلیلی از زندگی در واقعیت و حال نداریم و همین زندگی عادی خودمان را زندگی در زمان حال می‌دانیم. بنابراین بهتر است قبل از هر چیزی ابتدا بدانیم که زمان حال چیست و چه ماهیتی دارد؟

نگران نباشید، نمی‌خواهیم مفاهیم زمان را در اینجا برای شما باز کنیم. پس اگر نمی‌خواهید درگیر مفاهیم بیهوده شوید لطفاً تعریفی که در ادامه گفته می‌شود را قبول کنید و سعی نکنید که روی آن چندان تفکری داشته باشید.

زمان حال زمانی رخ می‌دهد که شما با بیشترین توان تفکری خود دقیقاً همان کاری را که قرار است بکنید می‌کنید! برای درک این تعریف بهتر است یک مثال بزنیم.

به بزرگی گفتن اوج حکمت و معرفت تو چیست؟

 گفت من می‌توانم در زمان حال زندگی کنیم.

گفتن یعنی چه؟

گفت یعنی الان که با شما صحبت می‌کنم تمام فکرم پیش صحبت با شماست، هر زمان که غذایی  بخورم دقیقاً به غذایی که می‌خورم فکر می‌کنم. هر وقت که کاری انجام می‌دهم دقیقاً به همان کار فکر می‌کنم.

حال به زندگی خودتان نگاه کنید. کدام یک از کارهای خودتان را با این تفکر انجام داده‌اید؟ هنگام غذا خوردن به قرض و بدهی و امتحان خود فکر نکرده‌اید ؟ جالب‌تر اینجاست که موقعی که سر امتحان نشسته‌ایم به بعد امتحان فکر می‌کنیم یا به روزهایی که گذشته یا به آهنگی که به تازگی شنیده‌ایم!

بنابراین می‌بینید که عملاً ما در زمان حال زندگی نمی‌کنیم. حال بیایید لحظه‌ای این چنین رفتار کنیم. دقیقاً به همان کاری که انجام می‌دهید فکر کنید. معجزه را حس خواهید کرد. 

گوگل را می شناسید؟

سؤال مسخره دیگر این است که آیا گوگل را می شناسید؟ شما که هیچ، پدربزرگ شما هم احتمالاً آشنایی خوبی با گوگل دارد. گوگل موتور جست و جو گری است که دقیقاً آن چیزی را که ما نیاز داریم به ما می‌دهد. اما این تمام کار نیست.

گوگل امروز یک سایت ساده نیست. بلکه یک هوش مصنوعی بسیار قوی است که به واقع همه اینترنت را مدیریت می‌کند. گوگل می‌تواند اطلاعات شما را جمع‌آوری کند، آن‌ها را دسته بندی کند و بر اساس اطلاعاتی که از شما به دست آورده بداند دقیقاً کجا شما به چه چیزی نیاز دارید.

دقیقاً همان‌جا تبلیغات مورد نظر را به شما نشان می‌دهد. گوگل می‌تواند ده‌ها زبان را به بهترین شکل ممکن ترجمه کند. گوگل غلط گیری‌های بسیار قوی در زبان‌های مختلف از جمله فارسی دارد.

گوگل می‌تواند بر اساس عکس جست و جو کند و هزاران کار دیگر که باعث شده است همه هوش گوگل را برترین هوش حال حاضر دنیا بدانند.

اما می‌دانید هوش گوگل چند است؟ طبق آخرین آزمون هوشی که از گوگل به عمل آورده شد، گوگل توانست امتیاز ۸۰ را کسب کند. نمره هوش معمولی در انسان‌ها چیزی بالاتر از ۱۲۰ است.

بنابراین عملاً گوگل از متوسط هوش انسانی بسیار پایین تر است. پس چگونه می‌تواند این همه کار را با بهترین شکل ممکن انجام دهد؟ کارهایی که انسان‌های باهوش هم نمی‌توانند با این سرعت و دقت انجام دهند؟

رمز کار در یک کلمه است. ” تمرکز” مفهومی است که گوگل به خوبی از آن استفاده می‌کند. گوگل در انجام کارهای خود تمرکز خوبی دارد. چون ربات است و تفکر کنترل شده‌ای دارد.

این یعنی این که ذهن ربات هر لحظه به چیزی فکر نمی‌کند اما انسان‌ها تمرکز رباتی ندارند و نمی‌توانند داشته باشند. اما برای رسیدن به قانون جذب و موفقیت نیاز است که تمرکز نسبی پیدا کنیم.

تمرکز به ما کمک می‌کند که بتوانیم با تمام توانایی خود سراغ کاری برویم و این می‌تواند موفقیت ما را تضمین کند. دلتان می‌خواهد تمرکز داشته باشید؟ ” تمرکز، یک پله از قانون جذب ” را بخوانید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.