فایل آموزشی شماره ۱۵: آیا یک بار دانستن آموزش‌های قانون جذب کفایت میکند؟

در حال بارگزاری ویدئو ...

دانلود فایل ویدئویی شماره ۱۵: آیا یک بار دانستن آموزش‌های قانون جذب کفایت میکند؟ با کیفیت معمولی

دانلود فایل ویدئویی شماره ۱۵: آیا یک بار دانستن آموزش‌های قانون جذب کفایت میکند؟ با کیفیت HD

دانلود فایل صوتی شماره ۱۵: آیا یک بار دانستن آموزش‌های قانون جذب کفایت میکند؟ با پسوند MP3

زمانی که درباره‌ی قانون جذب صحبت می‌شود متوجه می‌شوم که عده‌ای از مردم درباره‌ی این قانون یا می‌دانند یا شنیده‌اند؛ اما چرا تصمیم به ضبط این فایل ویدئویی گرفتم؟

به نظرتان ما در روز یک‌بار غذا می‌خوریم؟ یا در ماه یک‌بار دوش می‌گیریم؟ مسلماً خیر

زیرا جسم ما نیاز به غذا و انرژی دارد و ما معمولاً غذای جسممان را تأمین می‌کنیم.

دانستن و استفاده کردن از قانون هم به همین صورت است. ما نمی‌توانیم بگوییم که دیگر قانون را یاد گرفتم و نیاز به تمرین و یادگیری بیشتری ندارم.

یادتان باشد نقطه‌ی اوج فواره نقطه‌ی سقوط آن است و هیچ‌وقت نگویید که دیگر یاد گرفتم و کاملاً می‌دانم بلکه بگویید همواره در حال یادگرفتن می‌باشم.

بگذارید به‌گونه‌ای دیگر درباره‌ی این موضوع صحبت کنم:

ما همواره به غذای روح و غذای جسم برای زنده‌بودنمان نیاز داریم. موضوعی که من متوجه آن شدم این است که تمام انسان‌ها، حتی فقیرترین انسان‌ها به غذای جسمشان اهمیت می‌دهند و هیچ‌وقت غذای فاسد نمی‌خورند حتی در اوج گرسنگی اما درصد کمی از انسان‌ها هستند که در کنار غذای جسمشان به غذای روحشان هم اهمیت می‌دهند و مدام در حال یادگیری و پیشرفت می‌باشند.

حال سؤال من این است که چطور ما انسان‌هایی که حاضر نیستیم غذای یک هفته پیش را بخوریم خیلی وقت‌ها با طرز فکر و باورهای چند صدسال پیش زندگی می‌کنیم؟
دلیل این موضوع این است که ما به‌اندازه‌ای که به غذای جسممان اهمیت می‌دهیم به غذای روحمان اهمیت نمی‌دهیم و یا اینکه فکر می‌کنیم یک‌بار دانستن کافی است و به همین دلیل خیلی مواقع پیشرفت قابل‌توجهی نداریم.

در گام نخست باید یاد بگیرید که میزان آموزش پذیری خود را بالاتر ببرید.

بگذارید با یک مثال این موضوع را عنوان کنم. اسفنجی را در نظر بگیرید. این اسفنج زمانی که خیس می‌شود آب کمتری را در خود جای می‌دهد و برای اینکه بتواند آب بیشتری را در خود جای دهد باید خالی شود. ذهن انسان هم شبیه به همین اسفنج می‌باشد با این تفاوت که ظرف ذهن خالی نمی‌شود بلکه بزرگ‌تر می‌شود.

 بالا بردن میزان آموزش پذیری دو فاکتور بسیار مهم و اساسی دارد که عبارت‌اند از:

  • داشتن انگیزه

داشتن انگیزه بسیار زیاد یعنی نیاز شما به موفقیت باید به‌اندازه‌ی نیاز شما به اکسیژن باشد و اگر شما انگیزه‌ی بسیار بالایی برای موفق شدن داشته باشید می‌توانید میزان آموزش پذیری بالایی هم داشته باشید، اما این فاکتور به‌تنهایی کافی نیست و یادتان باشد اگر شما فردی هستید که بیش‌ازحد برای رسیدن به ثروت انگیزه دارید طوری که انگار آتشی در وجودتان فوران می‌کند، بدانید که فاکتور اول را در بالا بودن میزان آموزش پذیری دارید.

  • تمایل و رغبت به تغییر

درصورتی‌که شما رغبت به تغییرپذیری داشته باشید و بگویید که برای رسیدن به هدفم هر کاری که لازم باشد با جون و دل و تمام وجودم انجام می‌دهم و هر تغییری که لازم باشد را می‌پذیرم شما میزان آموزش پذیری بالایی دارید.

یادتان باشد باید هم‌زمان فاکتور اول و فاکتور دوم را باهم در بالاترین حد توان داشته باشید و اگر یکی را به‌تنهایی داشته باشید شما میزان آموزش پذیری بالایی نخواهید داشت.

تا اینجا متوجه شدیم که یک‌بار دانستن کافی نیست و ما همواره باید به غذای روحمان در کنار غذای جسممان توجه کنیم و باید میزان آموزش پذیری خود را بالا ببریم.

دلیل دیگری که من می‌گویم باید بارها و بارها قانون را تکرار کنید این است که با تکرار مکرر کانال‌های نورونی در ذهن ایجاد می‌شوند و باورهای جدیدی را در ما ایجاد می‌کنند و جهان باورهای ما را به ما ثابت می‌کند.

تغییر سخت است اما عین رشد است

به‌طورکلی انسان‌ها در برابر تغییر به چهار گروه تقسیم می‌شوند:

گروه اول انسان‌هایی هستند که تغییرناپذیرند و به‌هیچ‌عنوان تغییر نمی‌کنند؛ مانند فردی که معتاد می‌شود و در نهایت در گوشه‌ای از خیابان می‌میرد.

گروه دوم انسان‌هایی هستند که به‌سختی تغییر می‌کنند؛ مانند فردی که معتاد می‌شود و همه‌ی زندگی خود را از دست می‌دهد و در همان لحظات آخر به خودش می‌آید و مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد.

گروه سوم انسان‌هایی هستند که با یک تلنگر تغییر می‌کنند. مثال فردی که معتاد می‌شود و همسرش می‌فهمد و او را تهدید می‌کند که اگر مواد مخدر را کنار نگذاری تو را ترک می‌کنم و او با همین تلنگر تغییر می‌کند.

جالب است بدانید هیچ‌کدام از این سه دسته جایگاه بالایی ندارند و ۹۵ درصد افراد جامعه در این ۳ گروه هستند.

گروه چهارم افرادی هستند که قبل از اینکه تضاد و یا اتفاق بدی در زندگی‌شان بیفتد در حال تغییر به سمت مثبت و رشد و گسترش و پیشرفت و خودشکوفایی می‌باشند. این افراد کمتر از ۵ درصد جامعه را تشکیل می‌دهند و موفق‌ترین افراد جهان جزء این گروه هستند. این گروه افرادی هستند که معمولاً مدام در حال یادگیری‌اند و هیچ‌گاه به اوج بسنده نمی‌کنند و مدام در حال اوج‌گیری در اوج می‌باشند.

باید یاد بگیریم در زندگی استاد تغییر باشیم نه قربانی تقدیر

اگر در بازی زندگی عوض نشیم تعویض میشیم

توجه داشته باشید که استفاده به ترتیب از این آموزش‌ها بسیار حائز اهمیت است. پیشنهاد می‌کنم برای باورسازی بیشتر و بهتر هر فایل آموزشی را حداقل ۱۰ بار گوش کنید.

 

برای همه‌ی شما آرزوی بهترین‌ها را دارم

شاد و پیروز باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.